گازنامه!

«پس اهورامزدا اراده کرد موجودی بیافریند که آزاد باشد، ‌آزاد باشد تا حتی وجود آفرینندة خود، اهورامزدا را نیز انکار کند.» در جهان‌بینی زرتشت، انسان «حق انتخاب» دارد؛ «شیطان» وجود ندارد تا وی را «فریب» ‌دهد! چرا که انسان مسئول کردار خویش معرفی می‌شود. «اهریمن» نیز آفریدة اهورامزدا است، و به دلیل کردار خود، در تقابل با کلیة صفات اهورامزدا قرار می‌گیرد. تهاجم اهریمن به «آفریدگان نخست» اهورامزدا نیز بر پایة یک «انتخاب آزاد» صورت گرفته.
منبع: «زرتشت»، نوشتة پل دوبروی

از آنجا که شاهنامة فردوسی از ارزش‌های والای ایران باستان می‌گوید و مرگ‌پرستی را تشویق نمی‌کند، به فرمان سازمان ناتو، برای رونق بازار مرگ‌ یک «حماسة دینی» ویژة شیعی‌مسلکان ساخته و پرداخته شده به نام «علی‌نامه!» گویا نسخة ‌اصلی این حماسة «دینی» در ولایت رجب اردوغان پیدا شده و میکروفیلم‌اش هم به جمکران رسیده تا درگیرودار کودتای 22 خرداد «منتشر» شود. بله برای تأمین منافع استعمار در ایران لازم است،‌ حکومت شیعی‌مسلکان حماسة «شیعی» داشته باشد تا همه چیز «معنوی» و «دینی» شود! چون سازمان ناتو هم مانند گورکن‌ها از «مرگ» تغذیه می‌کند. دلیل تبلیغات رسانه‌ای بر ضد فروغ فرخ‌زاد و صادق هدایت انسان محوری آثارشان است.

فروغ فرخزاد با به سخره گرفتن خرافات دین و تعصبات میهن‌پرستانه در واقع ابتذال «تقدس» دینی و بومی را به تصویر می‌کشد. تهاجم سگ‌های‌هار عموسام به فروغ فرخزاد دلیل دارد. استعمار برای اعمال سیاست خود نیازمند پوشش «ابتذال» است. به همین جهت رادیو همبونه‌ها از جمله «بی‌بی‌سی»، ‌ رادیوفردا، رادیوزمانه و… با توسل به دو شیوة لجن پراکنی و تبدیل سروده‌های فروغ به «ایدئولوژی» سعی در تخریب آثار او دارند.

سی سال پیش سازمان ناتو با تبلیغات «اسلام در خطر است»، مشتی لات و اوباش را بر ما ملت حاکم کرد.‌ امروز، بر اساس تبلیغات همین سازمان جنایت‌کار‌ لازم آمده حکومت همچنان نگران اسلام و معنویت باشد، و ما ملت بپذیریم که «ایران در خطر است.» پوشش «خطر» برای دین و‌ میهن در واقع نقابی است بر چهرة پلید استعمار جهت واژگون‌نمائی. جنجالی که در ایران به راه افتاده یک جنگ زرگری است برای پوشاندن چهرة واقعی اربابان تقدس‌پرور حکومت اسلامی در لندن و واشنگتن. به یاد داشته باشیم که «پروفسور» حمید مولانا، مشاور عالی احمدی نژاد در امور بین‌المللی، تبلیغاتچی شناخته شدة سازمان «سیا» است که اخیراً از ایالات متحد به جمکران وارد شده، بنابراین انتساب احمدی‌نژاد و سیاست‌هایش به روسیه از طرف برخی محافل، ‌ اگر نگوئیم احمقانه، تحلیلی است بسیار ناشیانه. در واقع بهتر است گلة گوسفندان ناتو به یاد داشته باشند که آب‌منگل‌ها یک طایفة منسجم‌اند که همزمان به نوکری برای گاوچران‌ها، اتحادیة اروپا و مباشران چینی‌شان، یعنی حامیان اصلی طالبان‌، مشغول‌اند. و به همین دلیل همه بر طبل «تقدس» می‌کوبند.

بیشتر بخوانید »

ناو و نعلین!

آنقدر شلوغ کردیم که «بی‌بی‌سی» هم برای ترساندن ما ناوجنگی خود را از گاراژ بیرون کشید. بله، سایت «بی‌بی‌سی» امروز عکس رنگی ناوشکن کذا را در بالای صفحه،‌ خصوصاً سمت راست قرار داد، که بعضی‌ها ناوشکن علیاحضرت را به چپ‌گرائی متهم نکنند. ناوجنگی بی‌بی‌سی، کسی نیست جز «حسینعلی نی‌وی» ملقب به آیت‌الله العظمی منتظری! سی سال است این ناوشکن‌محترم در بندر انتظار برای رهبری دهن دره می‌کند و فتوی می‌دهد. این ناوجنگی سوغات سفر شیخ صادق صبا به قم است. به یاد داریم که «تاواریش» سابق، و شیخ صادق فعلی به خدمت آن حضرت مشرف شده و در جمال بی‌مثال ایشان نور «لیبرال ـ دمکراسی» رویت کرده بودند. امروز که روی سایت بی‌بی‌سی «کلیک‌ایدم»،‌ موشک فتوی «حسینعلی نی‌وی» با نور سبز از بغل گوشم گذشت و برق از چشمم پراند. بله ایشان هم مانند میرحسین موسوی عضو فعال «جنبش طاعون سبز» به شمار می‌روند.

برخلاف ناوشکن گاوچران‌ها که تصویر تمام قد آن بر روی آب هر روز در سایت «به نرخ روز» منتشر می‌شد، ناوشکن امپراطوری بریتانیا در ایران اقامت دارد، در خشکی هم حرکت می‌کند، و مسلح است به نعلین، ‌ ریش، ‌ انواع توضیح‌‌المسائل، ‌آیات قرآن و بی‌بی‌گوزک‌های مشتق از آن و خلاصه به مراتب از ناوجنگی آمریکا خطرناک‌تر است. چرا که رزمناو آمریکائی با شلیک موشک یکبار برای همیشه به زندگی شیرین انسان اسیر در باغ وحش اسلام ناب محمدی و اسلام اصیل و همة اسلام‌ها پایان می‌دهد، حال آنکه «حسینعلی نی‌وی» با احکام و آیات و حدیث و روایات، روزی هزار بار می‌تواند انسان را از هر چه زندگی است بیزار ‌کند. بله «حسینعلی نی‌وی» را دستکم نگیریم، ایشان با آن عرقچین و ریش و پشم و لبخند شیرین و نمکین به مراتب قتال‌تر از بمب و موشک‌‌اند. سفر شیخ صادق صبا به قم و تعریف و تمجید ایشان از حضرت‌آیت‌ا‌لله دلیل داشت. کارفرمایان «بی‌بی‌سی» از همان روزها فرمان «دمکراسی سبز» را صادر کرده بودند. حال آنکه برخلاف توهمات حضرات دمکراسی اصلاً رنگ ندارد، یا بهتر بگوئیم، رنگ دمکراسی، ‌ «رنگ بی‌رنگی است»!

گرچه آن ‌صورت نگنجد در فلک
نه به عرش و کرسی و نی بر سمک
زانک محدود است و معدود است آن
آینة دل را نباشد حد بدان
[...]

دمکراسی از زنگار و رنگ «باورها» صیقل یافته، ‌ تا بتواند روابط منطقی یا «فراباوری» را بر مجموعة افراد جامعه حاکم کند. به عبارت دیگر دمکراسی همزمان همة باورها را در خود جای می‌دهد تا بازتابی باشد از همة‌ رنگ‌های جامعه.

از دو صد رنگی به بی‌رنگی رهی است
رنگ چون ابر است و بی‌رنگی مهی است
[...]
آن صفای آینه لاشک دل است
کو نقوش بی‌عدد را قابل است
[...]
تا ابد هر نقش نو کآید بر او
می‌نماید بی‌قصوری اندر او

بیشتر بخوانید »

توطئه و گوساله!

شرط لازم و کافی برای پیوستن به «جنبش مدنی»، تأئید رسمی «اعلامیة جهانی حقوق بشر» است. نوآم‌چامسکی می‌گوید:

«شیوة طبیعی عقیده‌سازی‌ این است که برای عمل دلخواه خود چارچوبی ایجاد کنیم که عمل ما را ارزشمند و والا جلوه دهد.»
منبع: در باب پروپاگاند

«عمل دلخواه» افراد ریشه در ضمیر ناخودآگاه دارد، ‌ حال آنکه اهداف و ارزش‌های والا در تضاد با ناخودآگاه قرار می‌گیرد. به همین دلیل شیوة «طبیعی» عقیده‌سازی را شیوة «اسطوره‌ای» می‌خوانیم، چرا که برای تمایلات پنهان فرد پوششی مناسب و عامه‌پسند ایجاد می‌کند که قبول عام را به همراه ‌آورد. به عنوان نمونه می‌توان به حکایت «گوسالة زرین» در کتب ‌مقدس ادیان ابراهیمی اشاره کرد. در غیاب موسی، هارون گوسالة زرین را ساخت و قوم یهود را به پرستش و ستایش آن فرا خواند. همه به ستایش گوساله پرداختند،‌ سپس موسی بازگشت و با چشم پوشی از عمل برادرش، مجازات وحشیانه‌ای بر دیگر یهودیان اعمال کرد. موسی به یهودیان گفت به دست خود یکی از نزدیکان‌شان را به قتل برسانند. البته در کتب چنین آمده که این مجازات وحشیانه «به فرمان یهوه» صورت گرفت! حال ببینیم فواید گوساله‌پرستی چیست؟ گوساله‌پرستی ابتدا «اجماع» ایجاد می‌کند تا از میان «جمع» گروهی را در «انزوا» قرار داده به مجازات برساند.

سیاست استعمار در ایران برای ایجاد «اجماع» دقیقاً از همین الگوی گوساله‌سازی پیروی می‌کند. در این نمایش استعماری عموسام از طیف حکومت یک گروه را جهت ایفای نقش هارون برمی‌گزیند تا برای «مردم»‌ گوسالة ‌زرین بسازند. تجربه نشان داده که آناً گروهی هم برای ستایش گوساله تجمع می‌کنند. پس از مدتی موسی با قوانین الهی باز می‌گردد و با سپاس فراوان از گروه هارون، مجازات الهی را بر گوساله‌پرستان اعمال می‌کند. این است صحنة مهوعی که با کودتای کلنل آیرون‌ساید بر عرصة سیاست ایران حاکم شده و پیوسته به صور مختلف تکرار می‌شود.

بیشتر بخوانید »

رستاخیز الاغ!

مطالبات جنبش‌مدنی، «پس گرفتن آراء موسوی» نیست، استقرار یک حکومت دمکراتیک و محاکمة موسوی و دیگر مقامات حکومت اسلامی در دادگاه است.

با تکیه بر تحلیل و بررسی «مناظره‌های انتخاباتی» حکومت جمکران است که ما برگزاری انتخابات را کودتا می‌خوانیم، و اعتراض موسوی به تقلب فرضی را تداوم همین کودتا می‌دانیم. پیشتر توضیح دادیم که مناظره‌های چهار نامزد طایفة ‌آب‌منگل و سخنان پامنبری‌های‌شان، نظیر حاج‌فرج‌دباغ‌ها و … روی به «تخریب همه جانبه» دارد.

امروز هم می‌گوئیم کودتای 22 خردادماه شکست خورده، ‌ چرا که همة آب‌منگل‌های قانون‌شکن در سنگر «قانون» توحش‌پرور خود پناه گرفته‌اند. پس جنبش‌مدنی می‌باید همین سنگر «توجیه توحش» را هدف قرار دهد. در این راستا لازم است از هرگونه خشونت در شعار و رفتار بپرهیزیم.

با صدور بیانیة گروه 8 همة امید حکومت آب‌منگل‌ها برای دستیابی به «تحریم» نقش بر آب شد. صدور اعلامیة گروه 8 در مورد ایران ثابت کرد که گروگان‌گیری حکومت اسلامی از اربابان‌ا‌ش در لندن و پاریس هم دیگر کارساز «اعمال تحریم» نخواهد شد! به عبارت دیگر رهبر فرزانه از «پیشرفت در همة‌ زمینه‌ها» محروم شدند، و حکومت اسلامی یک گام دیگر به مرگ نزدیک شد. چون بیانیة مذکور شامل هیچ تحریم و تهدیدی نیست. در نتیجه حکومت توحش نمی‌تواند با تکیه بر تحریم‌ها به عربده‌جوئی بپردازد. حکومت اسلامی نفس‌های آخر را می‌کشد و در این برهة سرنوشت‌ساز است که جنبش مدنی می‌باید با شناسائی گروه‌های فاشیست از نفوذ آنان به صفوف خود جلوگیری کند. برای محک زدن مخالفان کافی است از آنان بخواهیم آشکارا حمایت خود را از تمامی مفاد «اعلامیة جهانی حقوق بشر» اعلام دارند.

بیشتر بخوانید »

شاه‌سازان!

نخستین سخنرانی رسمی احمدی‌نژاد که شب گذشته پخش شد، نشان تغییرات گسترده و غیرقابل اجتنابی است که اربابان حکومت اسلامی ناچاراند در ایران به آن تن در دهند. اینهمه در صورتیکه نیروهای «نظامی ـ امنیتی» حکومت از طریق شکنجه و اعدام بازداشت‌شدگان در پی ایجاد آشوب در شهرها نباشند. امروز برخلاف تبلیغات رسانه‌های غرب که علاقه دارند چهرة مقتدری از حکومت اسلامی ارائه دهند، ‌ این حکومت در تمامیت خود متزلزل شده. این روزها برای جنبش‌مدنی سرنوشت‌ساز است. خارج از طرح مطالبات صنفی و تأکید بر رعایت اعلامیة جهانی حقوق بشر، مهم‌ترین گام برای کاهش خشونت در جامعه، ‌ خلع سلاح اعضای محافل به اصطلاح سیاسی،‌ به ویژه فالانژهای گروه بهزاد نبوی است. اینان در تظاهرات غیرمجاز موسوی حضور فعال داشتند. در هر حال هیچ دلیلی وجود ندارد که گروه‌های «سیاسی» مسلح باشند.

همچنانکه در وبلاگ «کدو و کودتا» گفتیم حکومت جمکران و جناح کلینتون، ‌ حضور رابرت گیتس در وزارت دفاع را فراموش کرده بودند! اینان می‌پنداشتند طی نمایشات 22 خردادماه 1388 می‌توان کودتای 22 بهمن 1357 را تکرار کرد. ولی از آنجا که تاریخ تکرار نمی‌شود مگر به صورت مضحکه، «کودتای انتخابات» هم کل این حکومت را از رهبر فرزانه گرفته تا رئیس جمهور مردمی، و از اوپوزیسیون «اصلاح‌طلب» و سپاه قدرقدرت پاسداران گرفته تا لباس شخصی‌ها همه را مفتضح کرد. چرا که اینان در اجرای برنامة شهید‌سازی و برپائی مراسم روضه و زوزه و درگیری ناکام ماندند. ما اطمینان داریم که اگر بر پایة تبلیغات رسانه‌ای 40 میلیون ایرانی در مسابقات مارگیری شرکت کرده بودند، 24 میلیون نفرشان هم حتماً به احمدی‌نژاد رأی می‌دادند، ولی در واقع چنین نشده! این است نتیجة کودتای ناکام 22 خردادماه 1388.

بیشتر بخوانید »

کدو و کودتا!

مرگ بد با صد فضیحت ای پدر
تو شهیدی دیده‌ای از ک…خر؟

همچنانکه گفتیم مبارزة مسالمت‌آمیز سخت‌ترین راه مبارزه است، چرا که مستلزم «برخورد منطقی»، یا مهار احساسات، ‌ به ویژه «خشم»،‌ «نفرت» و «لجبازی» است. در این راستا لازم است خود را در معرض خشونت قرار ندهیم. هدف استعمار از اعمال خشونت،‌ برهم زدن تعادل جامعه از طریق ایجاد اختلال در «تعادل درونی» افراد است. انسان موجودیت «مادی» دارد و طبق قوانین فیزیک به هر کنشی واکنش نشان می‌دهد. کسی که متحمل خشونت می‌شود، حتی اگر بلافاصله واکنش خشن نشان ندهد، «تعادل درونی» خود را از دست داده. و همین «تخریب تعادل» درونی است که کارساز سیاست استعمار می‌شود.

دلیل شکست و افتضاح کودتای 22 خردادماه این است که حزب دمکرات ایالات متحد و محفل کودتای 22 بهمن رابرت گیتس را ندیدند! در واقع دمکرات‌ها خواستند مانند دوران ریاست جمهوری کارتر از طریق جنجال خیابانی یا «انتخابات جمکران» یک کودتای مردمی مشابه 22 بهمن سازمان دهند، ولی فراموش کردند که وزارت دفاع در دست جمهوری‌خواهان است و رابرت گیتس، وزیر دفاع از حضور در مراسم شصتمین سالگرد تأسیس سازمان ناتو نیز خودداری کرده! به عبارت دیگر حضرات پایان جنگ سرد و فروپاشی سازمان ناتو را نادیده انگاشتند. و نادیده گرفتن این واقعیت کار را به رسوائی حکومت جمکران و اربابان‌اش در واشنگتن کشاند.

آورده‌اند کنیزکی خر خاتون خود را شهوت‌راندن آدمیان آموخته بود و برای اندازه نگه داشتن آلت‌تناسلی الاغ آنرا از درون کدوئی می‌گذراند. الاغ بینوا هر روز پژمرده‌تر و نزارتر می‌شد. روزی خاتون از روزن در کنیزک را درحال شهوترانی با الاغ مشاهده کرد، ولی به گفتة مثنوی «دقیقة کدو را ندید»‌. خاتون وسوسه شد که از الاغ استفادة «بهینه» کند پس کنیزک را به بهانه‌ای از خانه بیرون فرستاد و «بی‌کدو» به سوی الاغ شتافت اما چون از تمهید کنیزک بی‌خبر بود، حین انجام این عمل ثواب کباب شده، جان سپرد. چون کنیزک باز آمد، نوحه کرد که «ای چشم روشنم [...] کدو را ندیدی؟»

پس کنیزک آمد از اشکاف در
دید خاتون را بمرده زیر خر
گفت ای خاتون احمق این چه بود
گر ترا استاد خود نقشی نمود
ظاهرش دیدی سرش از تو نهان
اوستا ناگشته بگشادی دکان
یا چو مستغرق شدی در عشق خر
آن کدو پنهان بماندت از نظر

بیشتر بخوانید »

حلقة «پاک»!

کاهش شاخص بورس در غرب باعث افزایش علاقة بعضی‌ها به «دمکراسی» در ایران و فوران حماقت غلامان‌ ایرانی‌نمای‌شان در غرب نظیر پاسدار محسن سازگارا و شرکاء شده. اینان می‌پندارند که مردم ایران دوران طفولیت سیاسی را طی می‌کنند، و هنوز هم می‌توان برنامة براندازی را با توسل به شیوة‌ تولید و پرورش «شهید» سازمان داد. به همین جهت با «صدوریدن» بیانیه‌های لبریز از بلاهت از مردم می‌خواهند درگیری با بسیج را به مساجد و مراسم مذهبی بکشانند!

«[شاهرودی گفت] نظام قضائی ما [...] نظام موفقی است [...] اگر این اندازه زندانی نداشته باشیم تا این حد ناامنی نخواهیم داشت[...]»
منبع: کیهان، مورخ 4 آذرماه سال 1387 به نقل از وبلاگ رامین مولائی.

دلیل اعدام‌های وحشیانه «تأمین امنیت» ما مردم است! پس جای نگرانی نیست به ویژه که پاسدار سازگارا برای بزرگداشت سالگرد کودتای ناکام 18 تیرماه یک بیانیة گوساله‌پسند «صدوریده»، و میرحسین موسوی هم برای پیگیری حقوق مردم به «حلقة پاک» پیوسته، دفترودستکی به راه خواهد انداخت که «حزب» خوانده می‌شود. برنامة حزب کذا هم فعلاً مشخص نیست! باید ببینیم مذاکرات اوباما با مدودف، تا چه حد دست انگلستان و فرانسه را برای تقویت طالبان در ایران باز خواهد گذاشت.

بیشتر بخوانید »

حماسة یک کودتا!

پیاده نظام عالیرتبة پنتاگون یکی پس از دیگری میدان را ترک می‌کنند. از رئیس باشگاه فوتبال تا ابوالهول و خاویر سولانا، یکی یکی مثل برگ خزان به زمین می‌ریزند. بله «خاویر» گویا ترک فعالیت را به مذاکره با فیروزآبادی،‌ فیلد مارشال «خمیرگیر» ‌جمکران ‌ترجیح داد. به گزارش فیگارو، ‌ مورخ 5 ژوئیه 2009، خاویر سولانا تصمیم به ترک جایگاه پر برکت خود گرفته. رئیس طالبان‌پروران و متخصص ایجاد «یک کشور، یک مذهب» که «قصاب یوگسلاوی» هم لقب یافت، از پائیز امسال جایگزین خواهد شد. فقدان البرادعی و سولانا مسلماً برای آب‌منگل‌ها که کودتای‌شان هم شکست خورده، ضربة بزرگی است. آخوند اژه‌ای که از این شکست مفتضحانه به «افسردگی روحی» دچار شده،‌ جهت انبساط خاطر خود و مقام معظم چندین زندانی را اعدام کرد. سپس از مرگ زندانیان به وجد آمده،‌ به هذیان گوئی پرداخت.

اژه‌ای ضمن اشاره به آشوب‌های اخیر می‌گوید، «انگلستان سفره پهن کرده بود!» می‌بینیم که این نعلین‌ها تا دم مرگ هوای ارباب را دارند. تا به حال ندیده بودیم انگلستان سفره پهن کند. ناخدا کلمب تا آنجا که ما شنیده و دیده‌ایم، به سفرة دیگران دست درازی کرده. وقتی خاندان سلطنت انگلستان جشن ازدواج بر پا می‌کند و کارت دعوت را با صورت‌حساب غذا و مشروب برای مدعوین می‌فرستد، اژه‌ای کودن به خود اجازه می‌دهد که بگوید، انگلستان سفره پهن کرده بود! حتماً شما بینوایان بودید که برای پیروزی کودتا سفرة‌ حضرت‌عباس انداخته بودید! نه تنها نذرتان برآورده نشد که در برابر جهانیان ماهیت واقعی‌تان هم آشکار شد، و مشروعیت 85 درصدی‌تان هم، به قول مش‌قاسم، پنداری دود شد رفت هوا!

بیشتر بخوانید »

«تغییر» یا تکبیر؟

اعلامیة جهانی حقوق بشر فاقد «ابهام» است.

هدف پروپاگاند استعماری از کوبیدن بر طبل «تقلب» در انتخابات انحراف افکار عمومی است. استعمار می‌خواهد با توسل به شیوة «تمرکز بر یک نقطه»، مطالبات ملت ایران را به «رفع تقلب» از شبه‌انتخابات حکومت تقلیل دهد، تا روحانی‌نمایان جمکران و حکومت دینی کسب وجهه کنند. به عبارت دیگر بوق‌های پنتاگون برای مخدوش کردن «کل» در شیپور «جزء» می‌دمند. به همین دلیل است که دستاربندان حکومتی از منتظری تا شیخ صانعی روزی پنج نوبت برای «صیانت» از آراء مردم بیانیه صادر می‌کنند تا به شوت‌وپرت‌ها تفهیم کنند که برگزاری «انتخابات» و تضمین «سلامت» آن «واجب شرعی» است، یا اینکه «دین مبین» اعتراف زیر شکنجه را محکوم می‌کند و … و خلاصه حضرات ریش و نعلین، در حال «ملاخور» کردن مفاد اعلامیة جهانی حقوق‌بشراند.

روحانی‌نمایانی که باز هم جهت انحراف افکار عمومی و عوامفریبی «در کنار مردم» قرار گرفته‌اند، برای اثبات «حسن نیت» خود می‌توانند با صدور یک بیانیة رسمی حمایت بی‌قید و شرط خود را از «اعلامیة جهانی حقوق بشر» اعلام کنند. در اینصورت ما هم به آنان توضیح می‌دهیم که جنبش لائیک نه «دین‌ستیز» است نه خواهان نابودی روحانیت. ما می‌خواهیم بنیاد مذهب در جایگاه واقعی خود قرارگیرد و ایمان و اعتقاد مردم را به ابزار قدرت‌طلبی تبدیل نکند. چون با سفر جوزف بایدن به عراق‌ و اعلام مواضع نوین آمریکا، تمام تلاش سازمان ناتو برای تضمین «تداوم» حکومت اسلامی نقش بر آب شده.

بیشتر بخوانید »

«چیزی» که گذشت!

«ابوالهول» رفت! با پایان دوران «خدمت» البرادعی که از سال 1997 آغاز شده بود، دوران اعمال سیاست «آشوب» بر ایران تحت عنوان «فضای باز سیاسی» به پایان رسید. اینبار تغییر واقعی در راه است. اما پیش از پرداختن به وبلاگ امروز لازم است توضیح مفصلی در مورد تضاد «مردم محوری» با «دمکراسی» ارائه کنیم.

ویژگی دمکراسی، «انسان محوری»، «صراحت» یا «عدم ابهام» آن است. به همین دلیل جنبش ‌مدنی با «مردم محوری» در تضاد قرار می‌گیرد. محور فلسفة مارکس و نظریة فروید «انسان» است. ویژگی فلسفة مارکس گسست از «ایده‌آلیسم» هگل و به طور کلی گسست از هرگونه «ابهام» فلسفی است. پیشتر گفتیم فلسفة ‌مارکس ملهم از فلاسفة عصر روشنگری است. مارکس با چرخش به سوی این فلاسفه توانست از ایده‌آلیسم و تاریخ‌سالاری هگل بگسلد و «انسان» را «تاریخ‌ساز» تعریف کند.

نظریة فروید نیز از ضمیر انسان ابهام و تقدس «پدر» را می‌زداید. فروید می‌گوید، شناخت ضمیرناخودآگاه به ضمیرخودآگاه کمک می‌کند تا بر «ترس غریزی» از آینده فائق شده و بجای «فرار» و پناه گرفتن در گذشته‌ها، یا مرگ و تاریکی، به سوی روشنائی، زندگی و آینده گام بردارد.

بیشتر بخوانید »