شرکت شاه پریان!
می 31, 2007
در رابطه با تکثر نامهای فعلة استعمار در ایران، لازم به یادآوری است که تکثر نام فواید فراوان دارد. به این ترتیب که میتوان حسابهای بانکی متعددی برای یک فرد واحد، با نامهای مختلف افتتاح کرد! از سوی دیگر پادوهای استعمار باید بینام و نشان باقی بمانند، چرا که در واقع نام همگیشان «جیرهخوار استعمار» است. در اینمورد، سایت فرانسه زبان «ایران رزیست» مقالهای منتشر کرده که قسمتی از آنرا در این وبلاگ میخوانیم.
«ایران رزیست» مورخ 22 ماه مه 2007، در رابطه با پرداخت رشوه به خانوادة رفسنجانی از سوی شرکت «توتال»، مینویسد که، سازمان «سیا» و سازمان امنیت و اطلاعات فرانسه (د.ژ.اس.او) موفق شدند حلقة رابط میان ایران و بسیاری از گروههای اروپائی از جمله «توتال»، «وئولیا»، و «ا.آ.د.اس» را بیابند. به گفتة سازمان اطلاعات فرانسه، حلقة مذکور، یک شرکت سوئیسی است به نام «نیکو» ـ که زدوبندهای مالی مربوط به قرارداد گاز حوزة پارس جنوبی، بین ایران و شرکت توتال را عهدهدار شده.
عمه جان در جنگ ممسنی!
می 30, 2007
همانطور که دیروز مهرانگیزکار رهبری ارکستر لیسیدن نعلین اکبر هاشمی را عهدهدار شده بود، امروز هم رسانههای «فرهنگی» در داخل و خارج ایران رهبری ارکستر بازاریابی برای فیلم ساتراپی را عهدهدار شدهاند. رسانههای غرب به «به، به» کردن میپردازند، و رسانههای گورکنها به «اه، اه» اکتفا میکنند! همین کافی است تا بازار فیلم کذا حسابی گرم و داغ شود، و عدهای به نان و نوا برسند! که از قدیم گفتهاند، «تا ابله در جهان هست، مفلس در نمیماند!» در این راستا، لیبراسیون، فیگارو و لوموند، به تعریف و تمجید از فیلمی پرداختهاند که فرانسویها در آن سرمایهگذاری کرده، و ایرانیان هم موظفاند با استقبال گسترده از این محصول بازار ابتذال و بیفرهنگی، سرمایة فرانسویها را با بهرههای کلان به جیبشان بازگردانند. رسانههای فارسی زبان در این میان، به دو دسته تقسیم شدهاند، گروه ماشاللهقصاب و گروه اللهکرم! گروه ماشالله قصاب، مانند روزآنلاین و شرکاء، به تعریف و تمجید از «پرسپولیس» مشغولاند، و گروه اللهکرم، مانند «بنیاد فارابی»، فیلم را «توهین به مقدسات» مینامند! پیشتر اشاره شد که داستان پرسپولیس و فیلمی که شبکه دولتی فرانسه بر اساس آن «تولید» کرده، تبلیغات برای حاکمیت اسلامی است. چرا که دیالوگها و تصاویر، هیچیک بازتاب فجایع حاکمیت مذهبی در ایران نیست، کاملاً بر عکس، این محصول تبلیغاتی پردهای است بر واقعیتهای تلخ ایران. پردهای که با مصاحبههای رنگارنگ ساتراپی هر روز بر ضخامتاش افزوده میشود! بله، چنین است «هنر» در جهان «وحش سالار»: سلاحی جهت سرکوب!
Read the rest of this entry »
«ستون» و نعلین!
می 30, 2007
هرچه ملت ایران بیشتر در سیاهی فقر و تنگدستی فرو میرود، شکوه ابتذال حاکمیت هم افزایش مییابد. پس از ادبیات «فاخر» در «قطع پالتوئی»، تولید رهبری، «حنا زرچوبه» امروز محصول سینمائی «فاخر» را هم به ما معرفی کرد! بله، این حاکمیت همه چیز را «فاخر» میپسندد، و از آنجا که موجودیتاش ریشه در ابتذال دارد، هرپدیدهای ابتذال بیشتری داشته باشد، «فاخرتر» خواهد شد! ولی آنروی سکه نیز کارساز گورکنها است. آنچه اینان مبتذل میخوانند، با هدف ترویج آن، آناً ممنوع میشود! و آنچه در ارتباط مستقیم با اینان قرار دارد، در رسانهها نفی خواهد شد! «ارتباط با آمریکا» هم از همین قماش است! حاکمیتی که موجودیت خود را مدیون ایالات متحد است، اکنون به دستگیری همکاران و مبلغان خود پرداخته، آنان را «جاسوس» میخواند!
Read the rest of this entry »
نفت و نوبل!
می 28, 2007
روزینامه«شرق»، مورخ 3 خردادماه 1386، مقالة منتشر نشدهای از مهدی بازرگان، به چاپ رسانده که از تاریخ نگارش آن حدوداً نیم قرن میگذرد، و قسمتهائی از آنرا نیز حذف کرده! در این مقاله که به روال مرسوم اهالی بازار و حوزه، «دموکراسی» از نوع اسلامی و قرآنی را توصیه میکند، مهدی بازرگان به جنبش مشروطیت و ملیشدن نفت اشاره کرده است. هدف این وبلاگ تحلیل مقالة مهدی بازرگان نیست، چرا که بارها تکرار کردهایم، مفاهیم مدرن را در قرآن نمیتوان یافت. و اگر دموکراسی کنونی غرب از دموکراسی آتن در دوران باستان ملهم شده، هنجارهای آتن در دوران باستان را به هزارة سوم منتقل نکرده! و گذشته از این، همچنان که بارها و بارها در این وبلاگ تکرار شد، اسلام و دیگر ادیان ابراهیمی را به دموکراسی نمیتوان پیوند زد. ولی ظاهراً «نرود میخ آهنین در سنگ»، به ویژه اگر این سنگ، رسانة شرق باشد که خود جیرهخوار چندملیتیها است. بنیادهائی که دموکراسی در کشورهائی چون ایران، نانشان را آجر خواهد کرد! این سئوال مطرح میشود که، چگونه میتوان در ایران از دموکراسی دفاع کرد، و از طریق قرادادهای «بای بک» نفت را به غارت برد؟! اکنون که مهدی بازرگان دیگر در قید حیات نیست، مسلماً جانشین وی ابراهیم یزدی، نوعی دموکراسی در توافق کامل با غارت و چپاول استعماری در احکام قرآن برایمان خواهد یافت! همانطور که امروز اکبر رفسنجانی، آیة شریفة «مذاکره با آمریکا» را در قرآن یافت و «حنا زرچوبه» نیز اکتشاف بزرگ رفسنجانی را سریعاً منعکس کرد! حال بازگردیم به روزینامة شرق!
مقتدی در انتها!
می 27, 2007
اخیراً مطلب مختصری در مورد ناخشنودی الیزابت دوم از تونی بلر منتشر شده، مطلبی که به نظر شاید کماهمیت بنماید، ولی مسلماً قابل بررسی است. حتی شاید بتوان آنرا آغازگر تغییرات سیاست انگلیس در منطقه دانست. میدانیم که انگلیس در این منطقه چند قرن سابقة استعماری دارد، و دقیقاً از هماینروست که تغییر سیاست استعمار کهن از اهمیت زیادی برخوردار میشود. چرا که استعمار انگلیس اگر تغییر سیاست دهد، به این معنا است که ناچار از چنین چرخشی شده. به عبارت دیگر، امروز انگلیس تحت فشار نیروهائی قرار گرفته که قادر به مقابله با آنها نیست، در غیر اینصورت لزومی به تغییر سیاست نمیبود.
طبق قانون اساسی انگلیس، پادشاه فرماندة کل قوا است. و الیزابت دوم نیز طبق همین قانون مسئولیت فرماندهی کل قوا را عهدهدار است. با این وصف «حنا زرچوبه»، مورخ 3 خردادماه سالجاری، به نقل از «ساندی هرالد»، مینویسد، خاطر مبارک الیزابت دوم از اینکه نیروی نظامی انگلیس بیش از حد به خارج از مرزها گسترش یافته آزرده شده! ساندی هرالد یکی از روزینامههائی است که مانند دیگر رسانههای مستقل غرب، نان جنگ میخورند و همزمان جفنگ تحویل مردم میدهند. به نظر میرسد «حنا زرچوبه» پنداشته مقام فرماندهی کل قوا در انگلیس، مانند فرماندهی کل قوا نزد گورکنها، کشکی است! الیزابت دوم، آنهنگام که ارتش انگلیس از طریق هوائی به خارج از مرزها گسترش یافته بود و سالها غیر نظامیان عراقی را بمباران میکرد، به هیچ عنوان ابراز نارضایتی نمیفرمودند! مهمترین دلیل هم اینکه، آن زمان شبه اصلاحطلبان به رهبری محمد خاتمی مزدور مراتب رضایت روتاری کلاب لندن را فراهم آورده، جای هیچ گونه نگرانی نبود! اما امروز اوضاع متفاوت است! و الیزابت دوم که همین چند روز پیش جهت تأکید بر «اتحاد» همه جانبه با ایالات متحد، راهی مستعمرة سابق انگلستان شده بود، ناگهان از اینکه تونی بلر بیش از اندازه پیرو سیاستهای واشنگتن است، ابراز نارضایتی میکند!
Read the rest of this entry »
زیردریائی «دینی»!
می 27, 2007
در خطبههای نماز جمعه که هر هفته توسط نخبگان ساواک به رشتة تحریر در میآید، گاه به مفاهیم عجیبی برخورد میکنیم. به عنوان مثال این هفته با «دموکراسیترین حرف» آشنا شدیم! بله، در مورد دموکراسی «حرف» فراوان است! به ویژه در رسانههای جیرهخواران فاشیسم، که سعی بر تحریف مفهوم دموکراسی دارند.
سایت اکبر رفسنجانی در هجرت، روزآنلاین، مورخ 24 ماه مه 2007، مطلبی در مورد ساتراپی، «هنرمند» متعهد به «احترام به ادیان» انتشار داده. با مطالعة این مطلب متوجه خواهیم شد که ساتراپی به هنرمند بودن و «همراهی» با «لیلا زنگنه»، اکتفا نکرده، و همانطور که در سی سالگی از دریچة چشم یک دختر 8 ساله مسائل ایران را میبیند، در سی و چند سالگی هم دموکراسی را از همان دریچه دیده. مرجان ساتراپی، دموکراسی را در تقابل با پدرسالاری میشناسد! از این پس باید بدانیم که حتماً در جوامع مادرسالار دموکراسی حاکم بوده، و همچنین دموکراسیهای کنونی در اروپای غربی، به شیوة مادرسالارانه اداره میشوند! و شاید اگر چندین سده به عقب بازگردیم در آتن نیز رد پای حاکمیت مادرسالارانه بیابیم! البته به شرط آنکه در آتن سد سیوند نساخته باشند! بله، ساتراپی در مورد دموکراسی به مطالب مهم و ضدونقیضی اشاره کرده، که گاه به سخنان عمیق فلاسفة «فقرفرهنگی» میماند، و با شنیدن چنین مطالبی، خواننده میپندارد ساتراپی، از آثار سیدحسین نصر و سروش کمک گرفته! و البته مطالبی که ساتراپی مطرح کرده، تاکنون از چشم تیزبین صاحبنظران پنهان مانده بود:
«من عمیقا معتقدم که بزرگترین دشمن دموکراسی فرهنگ پدرسالارانه است.[...] دیکتاتورها[...] قادر به مهار امواج دموکراسی نیستند[...] فرهنگهای سنتی[...] باعث سرکوب و از بین رفتن دموکراسی میشوند. در اینگونه کشورها[ منظورش در اینگونه فرهنگها است] نیمی از جامعه، نیم دیگر جامعه را سرکوب مینمایند[...]»
Read the rest of this entry »
دفاع و «پیازداغ»!
می 26, 2007
سایت «رادیوزمانه» دو مطلب مهم در باب «اقتصاد» و «خشونت» را همزمان، جهت رد گم کردن منتشر کرده. مطلب اول مورخ 3 خردادماه سالجاری، تحت عنوان «سکوتی که از رضا نیست» ـ منظورشان حتماً سکوتی است که «علامت رضا نیست» ـ به خواننده القا میکند که حاکمیت دست نشاندة سازمان «سیا» و شرکاء در ایران، «آزاد» است که هر طور مایل است در مورد مسائل اقتصادی کشور «تصمیمگیری» کند! این مطلب مربوط به پائین آوردن نرخ بهره میشود! که بازار «رانت خواران» محترم را حدود 2 درصد و شاید هم بیشتر کساد کرده! و تصمیم کاهش بهره را هم گویا محمود احمدی نژاد اتخاذ کرده باشد، البته به زعم نویسندة مطلب فوق!
Read the rest of this entry »
جرج و جام!
می 24, 2007
هر چه به «مذاکرات» میان گورکنها و اربابانشان نزدیکتر میشویم، ارتباط نزدیک «ضد امپریالیسم» ریش و نعلین با ایالات متحد را آشکارتر میبینیم. داستان از محمد موسویان آغاز شد، و با دستگیره هاله اسفندیاری شدت گرفت. جنجال کیهان، ارگان کوکلوکسکلانها بیجهت نبود! پاسدار شریعتمداری، و «اتاق فکر بکر» ساواک، میپنداشتند با هیاهو پیرامون کشف «جاسوس چهار جانبه» میتوان پرده بر همکاریهای حاکمیت سرسپرده با آمریکا افکند! و البته کیهان در این جانفشانیها تنها نبود! بعضی از اعضای شبکة اکبر رفسنجانی در داخل و خارج نیز سعی داشتند، بازداشتهای غیرقانونی را به گردن احمدی نژاد بیاندازند. و سرکوب مردم، توسط نیروهای «انتظامی» وابسته به شبکة کذا نیز در همین راستا صورت گرفت. ولی این حیلت کارساز نشد! همانطور که بارها در این وبلاگ اشاره شد، جبهة ناتو در منطقه رو به ضعف گذارده، و چون دوران گذشته، امکان سرکوب ملتهای منطقه را ندارد. امروز شاهدیم که در خاورمیانه و آسیای مرکزی، دو کشور عراق و افغانستان اشغال نظامی شدهاند، و در ایران، ترکیه و پاکستان عملاً «دولت» وجود خارجی ندارد! و ناآرامیهای لبنان نیز دوباره از سر گرفته شده. شاید بعضیها پنداشتهاند، میتوان شرایط سالهای ریاست جمهوری کارتر جنایتکار را دوباره بر منطقه حاکم کرد و نتایجی مشابه نیز گرفت! ولی نه تنها تاریخ تکرار نمیشود، که امروز جبهة ناتو در موضع قدرت نیست! سرکوب مردم ایران، و دستگیری دوستان و همکاران قدیمی حاکمیت دستاربندان را باید در همین راستا بررسی کنیم. حاکمیت ایران احساس خطر میکند، چرا که ایالات متحد، در حال رها کردن شرکای قدیمی و وفادار خود است! پایان ماه عسل 28 سالة طالبان شیعی مسلک با آمریکا نزدیک شده! و دلیل «افشاگریهای» واشنگتن پست، سخنگوی حاکمیت ایالات متحد، در مورد روابط «جرج سوروس» و گورکنها ریشه در همین امر دارد.
Read the rest of this entry »
کودکی در فستیوال!
می 23, 2007
همانطور که در وبلاگ دیروز اشاره شد، «ژیل ژاکوب» از روسری و مقنعه «اسلام دموکراتیک» فاصله گرفته تا به گیسوی پریشان استعماری بپردازد، و در واقع پردة حجاب را بر استعمار افکنده، تا آن را از چشم «شوتوپرتها» پنهان دارد! در این راستا از جیرهخواران ریشو و محجبة اکبر رفسنجانی روی برگردانده، تا به خدمة مدرن و آشفته موی «فقرفرهنگی» روی آورد. نخستین و بهترین گزینه جهت این مهم همان «مرجان ساتراپی» خودمان است، که گویا از نظر رشدذهنی، در 8 سالگی متوقف شده! در این وبلاگ ابتدا اشاره مختصری به تاریخچه فستیوال کن خواهیم داشت، سپس به مرجان ساتراپی و «شاهکار» وی میپردازیم.
Read the rest of this entry »
جلاد و پرستار!
می 22, 2007
پیش از شروع وبلاگ امروز لازم است به تحولات عظیم فستیوال کن اشاره شود! ژیل ژاکوب، رئیس جاودان فستیوال، در ظاهر، یک قدم از اسلام و مسلمین فاصله گرفته، و در واقع چندین گام به سوی گورکنها برداشته، میدان را برای فعلة «بیحجاب» اکبر رفسنجانی باز گذاشته! امسال هیاهو پیرامون مرجان ساتراپی متمرکز شده؛ یکی دیگر از ریزهخواران سفرة فاشیسم! و گورکنها که از مدتها پیش در جریان حضور ساتراپی قرار داشتند، جهت گرم نگاهداشتن تنور ژیل ژاکوب، از دیروز اعتراض شدید خود را ابراز داشتهاند! در مورد فستیوال کن و مرجان ساتراپی فردا خواهم نوشت، چون امروز اول خردادماه است و امور مهمتر از ژیل ژاکوب و ساتراپی در برابرمان قرار گرفته!
Read the rest of this entry »