در پی جمع‌آوری «اوباش»، جناح «رفسنجانی ـ خاتمی» تکیه‌گاه‌های اصلی خود را از دست داد. و اعدام‌ها، ‌سنگسارها، و بازداشت هاله اسفندیاری و دیگران توسط قوة قضائیه واکنشی بود به سیاست نوین دولت ایران. چرا که هاشمی شاهرودی، به عنوان شریک اکبر رفسنجانی، هنوز در رأس قوه قضائیه قرار دارد. و اگر چه دست این جناح از وزارت نفت، صنایع و بانک مرکزی کوتاه شده، ولی قوة قضائیه و بخشی از نیروهای «انتظامی ـ امنیتی» هنوز تحت کنترل مافیای وابسته به غرب در ایران‌اند، و به این سادگی‌ها دست از ایجاد بحران بر نخواهند داشت.

Read the rest of this entry »

کتیبة مرگ!

آگوست 30, 2007

در مورد اسطورة «سوشیانت» که در وبلاگ «گفتگوی الهی» به آن اشاره شد، می‌باید اضافه کنیم که، این اسطوره ریشه در اعتقادات «زروانی» دارد. و بعدها، توسط «مغ‌ها» به اسطوره‌های دین زرتشت افزوده شده. همانطور که گفتیم اسطوره‌ها از تداوم تاریخی برخوردارند، و یک‌شبه از آسمان به زمین نازل نمی‌شوند. ریشة اسطوره‌ها را می‌باید در ناخودآگاه جمع جستجو کرد، و از آنجا که پیش از ظهور زرتشت، در فلات ایران انسان‌ها زندگی می‌کرده‌اند و زندگی جمعی وجود داشته، نظم «دینی» این زندگانی جمعی را نیز بر عهدة گروهی قرار داده بودند که آنان را «مغ» می‌خواندند. «مغ‌های» فلات ایران، پس از ظهور زرتشت، به این دین گرویدند، زرتشتی شدند، ولی با این وجود، ریشة اعتقادات خود را محفوظ نگاه داشتند و بعدها این اعتقادات را به دین نوین افزودند. «امیل بنونیست»، در کتاب «مغ‌ها در ایران باستان» می‌گوید، جهان‌بینی مغ‌های «زروانی»، ریشه در «مزدئیسم» اقوام ایرانی داشت، و این دین برای عامل زمان، الهیت قائل بود، و از اینرو با یکتاپرستی زرتشت در تضاد قرار می‌گرفت. «پل دوبروی»، در کتاب «زرتشت» می‌گوید،‌ پیش از استقرار امپراطوری پارس توسط کوروش کبیر، «مغ‌ها» در دربار پرشکوه «کامبوزیا» در شهر اکباتان از جایگاه ویژه‌ای برخوردار بودند. کاست «مغ‌ها» در اصل از 6 قبیلة ماد تشکیل شده بود که بر امور سیاسی و مذهبی نظارت داشت، و امتیازات‌اش نیز «موروثی» بود. مغ‌ها خود را از تبار «مانوش»، انسان نخستین دراسطوره‌های هند و اروپائی به شمار می‌آوردند. این اسطوره‌ها که از نظر تاریخی بر ظهور زرتشت «تقدم» دارند، همچنان که دین زرتشت بعدها بر یهودیت تاثیر گذارد، به تدریج پای به دین زرتشت گذاشتند. در مورد تأثیر جهان‌بینی زرتشت بر یهودیت، دوبروی می‌گوید، «یهوه»، خداوند یهودیان، خداوند یک قبیله بود که پیوسته تهدید به انتقامجوئی می‌کرد؛ به دلیل ارتباطات فرهنگی و همزیستی یهودیان با اقوام آریائی، خداوند یهودیان شماری ازخصوصیت‌های قبیله‌ای خود را به تدریج از دست داد، و به نوعی «متمدن» شد. این نظر مورخین ادیان است. در مورد اسطوره‌های یهودی، یادآوری می‌شود که پس از حفاری‌های «بابیلون» در کشور عراق فعلی، با مطالعة کتیبه‌ها مشخص شد که اسطوره‌های یهود، از اسطوره‌های بابل ملهم شده‌اند. ولی انتشار رسمی این موضوع سال‌ها به تأخیر افتاد و تقریباً به سکوت برگزار شد. چرا که دین فروشان ادیان ابراهیمی نمی‌توانند بپذیرند اسطوره‌های «مقدس‌شان» ریشه در اسطوره‌های اقوامی دارد که اصولاً با خدای ابراهیم و توحش وی ارتباطی نداشته‌اند. به همین دلیل از ریشه‌های ادیان ابراهیمی کمتر سخن به میان می‌آید. به عنوان مثال، در جمکران هرگز به این واقعیت که «الله» نام بت بزرگ خانة کعبه بوده اشاره نمی‌شود. چون فاشیست‌ها بر «آسمانی» بودن همة اجزاء اسلام تأکید دارند. ولی اگر پراکنده‌گوئی‌های شیعی مسلکان در باب امام غایب‌شان را بررسی کنیم، خواهیم دید که چگونه فرهنگ و تاریخ ایران باستان در تبلیغات حوزة علمیه نفوذ کرده.

Read the rest of this entry »

گفتگوی «الهی»!

آگوست 29, 2007

«پل دو بروی»، استاد دین‌شناسی و تاریخ ادیان که خود نیز به دین زرتشتی گرائید، در کتاب «زرتشت» می‌گوید، «دینکرت» و «بهمن یشت» به اسطوره‌ای اشاره دارند، که به «آفرینش»، یک دورة 9 هزار سالة اسطوره‌ای می‌دهد. دوره‌ای که 3 هزار سال آخر آن با پیامبری زرتشت آغاز می‌شود، و با ظهور ناجی یا «سوشیانت» پایان می‌گیرد. بر اساس این اسطوره، هر هزار سال یکبار فردی از تبار زرتشت خواهد آمد که آخرین‌شان، «سوشیانت»،‌ «آستاوات آرتا» نام دارد، و از باکره‌ای متولد خواهد شد که پس از آب تنی در دریاچة کاسیا «هامون» از اسپرم پیامبر که در این دریاچه به امانت گذارده شده باردار خواهد شد. این همان اسطوره‌ای ا‌ست که به یهودیت و مسیحیت وارد شد، و سپس به روایات شیعی رسیده، و امروز به داستان «ظهور» امام زمان تبدیل شده. چرا که اسطوره‌ها نیز تداوم تاریخی دارند. و همین تداوم تاریخی است که در عرصة سیاست و فرهنگ جمکران یا عرصة «فقر فرهنگی» به رسمیت شناخته نمی‌شود. به عنوان نمونه نگاهی داریم به سخنان محمد خاتمی در مهرنیوز مورخ 7 شهریورماه سالجاری و مصاحبه سردبیر «راه توده» با رادیو ایران مورخ 27 اوت.

Read the rest of this entry »

میهن و لیلی!

آگوست 29, 2007

همزمان با تضعیف سیاست ایالات متحد در ایران، هم خطبه‌های نماز جمعه تغییر جهت داد، و هم تبلیغات خارج نشینان. در داخل کشور، خطبه‌های نماز جمعه بر تأئید سیاست‌های دولت «مهرورزی» متمرکز شد، و در خارج جنجال «سدسیوند» جای خود را به تبلیغات «میهن پرستانه» داد.

Read the rest of this entry »

پیشتر گفتیم که محافل افراطی سرمایه‌داری غرب به منظور مقابله با اگزیستانسیالیسم، موذیانه به تبلیغات برای مکتبی من‌درآوردی به نام «اگزیستانسیالیسم دینی» در آکادمی‌های غرب پرداختند. «اگزیستانسیالیسم دینی»‌ معجونی است که با تزریق مفاهیم فلسفة کلاسیک در بطن اگزیستانسیالیسم، در واقع، پایه و اساس این مکتب فلسفی را نفی می‌کند. و کارگزاران این جعل فلسفی، جهت انجام این مهم، معمولاً به رمان «جنایت و مکافات» اثر داستایوسکی متوسل می‌شوند. قهرمان این رمان، «راسکول‌نیکف»،‌ جوان دانشجوئی ‌است که در توهمات خود، در جایگاه «قاضی» قرار می‌گیرد، پیرزنی را به جرم رباخواری محکوم به مرگ می‌کند، و این حکم را نیز خود شخصاً به اجرا می‌گذارد! و طبیعی است که چنین عملی از یک موجود بیمار و نامتعادل سر می‌زند، چرا که در هر جامعه، قانون حکمفرما‌ست و افراد یا گروه‌ها نمی‌توانند قوانین را با تمایلات شخصی خود جایگزین کنند، ‌چرا که در اینصورت جامعه در «هرج‌ومرج» فرو خواهد رفت. ولی در آکادمی‌های معروف غرب، آنجا که رمان «جنایت و مکافات» را بررسی و تفسیر می‌کنند، به دانشجو نمی‌گویند که، این اعمال از نظر حقوقی در هر حال «جرم» است، و اینکه «راسکول‌‌نیکوف‌ها» حق ندارند شخصاً قانون وضع کرده، نقش قاضی را نیز بر عهده گیرند. در این آکادمی‌ها نمی‌گویند، «راسکول‌نیکف»، هرکه هست، و هر هدفی دارد، از طریق قتل به این اهداف نخواهد رسید. مطلب اینچنین عنوان می‌شود که، «راسکول‌نیکف»، گناه بزرگی مرتکب شد، و بعد که دل در گرو مهر یک زن روسپی گذارد، ‌ «عشق»، به مفهوم عشق در کلام مسیح، و مهر و محبت خداوند در قصه‌های کلیسا، در وجودش شعله ور شد، از اینرو به «گناه»، و نه «جرم» خود، اعتراف کرد، و «حقیقت» را، و نه «واقعیت» را بر زبان ‌راند، و به همین دلیل نیز به زندانی در منطقة سیبری فرستاده شد، تا در آنجا مکافات جنایت خود را نیز متحمل شود! بله، رمان «جنایت و مکافات» اثر داستایوسکی، مانند فلسفة نیچه، ابزار تبلیغات کلیسا شده، و با تدریس آن در واقع تلویحاً به ما می‌فهمانند، راه نجات و رستگاری در همان «رنج» کشیدن است، و اینکه اگر می‌خواهید به سرنوشت «راسکول‌نیکف» دچار نشوید، به سوی خداوند بشتابید، بندگی، ذلت و حقارت را در «معنویت» تمرین کنید، تا در جهان مادی نیز رستگار شوید!

Read the rest of this entry »

کشک و «رشد»!

آگوست 26, 2007

در تداوم تبلیغات رسانه‌های غرب برای پادوهای‌‌شان، «دویچه وله»، یکی از کنیزکان محمد خاتمی را از آستین بیرون کشیده، تا هم به مخاطبان درس‌هائی از «سیاست» و «مقاومت» بدهد، و هم رسماً اعلام دارد، کسانی که اکنون در رأس حکومت قرار گرفته‌اند، مسئول مستقیم اعدام‌های سال 67 هستند، و دیگران هیچ مسئولیتی نداشته‌اند! اینهمه، البته بدون ارائة کوچک‌ترین سند و مدرک! «دویچه وله» هم بدون هیچگونه «نگرانی»، و در کمال «آزادی»، تمامی مهملات کنیزک محمد خاتمی را به خورد شنوندگان و خوانندگان‌اش می‌دهد. می‌دانیم که محمد خاتمی همراه با بهشتی مدت‌ها در آلمان غربی ـ سرزمین «دویچه‌وله» ـ به تبلیغ برای اسلام و مسلمین مشغول بودند، و در واقع کسی اصولاً نمی‌داند مأموریت‌شان چه بوده. فقط می‌دانیم که محمد خاتمی، ابتدا سرپرست کیهان، ارگان «هریتیج کلاب» در تهران می‌شود، و سپس مسئول سانسور و سرکوب فرهنگی در حکومت اسلامی در دوران جنگ. خاتمی پس از به قدرت رسیدن حزب کارگر در انگلیس، به عنوان مأمور اجرای «پروژة اصلاحات» برگزیده شد، و در این راستا 8 سال ارعاب، سرکوب فرهنگی، آدم‌ربائی و هرج‌ومرج را، ‌ تحت عنوان «اصلاحات»، و جهت تأمین منافع اربابان در غرب، سازمان می‌دهد. ویژگی «اصلاحات» محمد خاتمی این است که با سازمان دادن تهاجم اراذل و اوباش به جلسات سخنرانی همپالکی‌های‌اش، چنین وانمود می‌کند که «تندروها» با اصلاحات وی مخالف‌اند، و مانع تبدیل ایران به «یوتوپیا»، یا همان جامعة ایده‌آل فاشیست‌ها، که نام دیگرش نزد اسلام‌پرستان، «مدینه النبی» است می‌شوند. ولی ویژگی اصلی اصلاحات خاتمی، ارعاب غیرمذهبی‌ها است. خاتمی با ضدمذهبی‌ها کاری ندارد، چرا که اینان در واقع آب به آسیاب اسلام‌پناهان خواهند ریخت، بنابراین طبیعی است که در دوران «درخشان» ریاست جمهوری محمدخاتمی، نویسندگان غیرمذهبی و طرفدار حقوق بشر ربوده شده، و نابود شوند. و در همین چارچوب است که امثال اکبر رفسنجانی می‌توانند ادعا کنند، «رسالة حقوق بشر امام سجاد» را به سازمان ملل داده‌ایم! پیشتر در همین وبلاگ، متن مضحک و بی‌سروته رسالة کذا مورد بررسی قرار گرفت. حال بازگردیم به کنیزک محمد خاتمی در «دویچه وله»!

Read the rest of this entry »

چراغ جادو!

آگوست 25, 2007

یکی از بی‌پایه‌ترین آیات قرآن همان آیه‌ای است که در اوائل براندازی 22 بهمن در نماز جمعه برای مردم تکرار می‌کردند و مرتب می‌گفتند،‌ «الملک یبقی… » و بلافاصله هم معنای آنرا توضیح می‌دادند که بله، «کشور به کفر می‌ماند ولی به ظلم نمی‌ماند». و ما هم باید نتیجه می‌گرفتیم که محمدرضا پهلوی ظلم می‌کرد و به همین دلیل هم این «انقلاب شکوهمند» و براندازی با حمایت دارودستة برژینسکی، توسط ساواک سازمان داده شد، و دلیل به قدرت رسیدن ماشالله قصاب، ابراهیم یزدی و مهدی بازرگان هم همین آیة کذائی بوده. ولی واقعیت با شعار فاصله دارد. واقعیت این است که خداوند ابراهیم با صدور چنین آیه‌ای، ‌ تمام وجهه و اعتبار خود را از دست داد. چرا که امروز در جهان سوم حاکمان کشور نه تنها با ظلم می‌مانند، ‌که هر بار ظلمی گسترده‌تر نیز جایگزین ظلم پیشین می‌شود. فقط به این دلیل که حضور استعمار هر روز تقویت ‌شده. نه پیامبر و نه خداوند عالم و دانای‌اش،‌ که گفته می‌شود‌ همه چیز می‌داند، هیچکدام قادر به شناخت آینده نیستند. در واقع پیامبر اسلام و مسلمین با این آیه بکلی آبروی «خداوند بخشندة مهربان» خود را برد. و به همین دلیل شبکة فرهنگی «آرته» به زودی یک برنامة «کشکی» خوب در مایة همان مستند‌های تبلیغاتی برایمان پخش خواهد کرد، تا بگوید، محمد با همسرانش خیلی مهربان بوده و بهتر است حکومت‌های اسلامی از آن‌حضرت بیاموزند! بله، از آنجا که شبکة «آرته»، دفتر خاطرات خدیجه و عایشه را در حفاری‌ شنزارهای حجاز کشف و اختراع کرده، و اسناد و شواهد فراوان جهت اثبات رفتار «محبت‌آمیز» محمد با همسران‌اش در دست دارد، یک فیلم «مستند» سر هم کرده و به اسلام و مسلمین توصیه می‌کند، با توجه به این فیلم از محمد یاد بگیرند. تب و تاب شبکة «آرته» برای اسلام و مسلمین باید ریشه در تغییرات آینده در ایالات متحد داشته باشد، آینده‌ای که در آن حضور دوبارة دموکرات‌ها در کاخ سفید گویا «پیش‌بینی» می‌شود.

Read the rest of this entry »

تهاجم و تلاطم!

آگوست 24, 2007

بسیج فرهنگی ناتو، جهت ترویج و ستایش آشوب در ایران همچنان شدت می‌گیرد. خارج از رسانه‌های فرانسه، شبکه‌های به اصطلاح «فرهنگی» تلویزیون فرانسه، در صف نخست بسیج فرهنگی ناتو قرار گرفته‌اند. در راستای تبلیغات فرهنگی ناتو، جهت ارائة «تصویر دلپذیر» از حکومت اسلامی و در «ستایش آشوب»، نه تنها تلویزیون دولتی فرانسه، که تلویزیون «آرته»، شبکة «فرهنگی» مشترک فرانسه و آلمان نیز فعالیت چشمگیری دارد. پیشتر همین شبکة «فرهنگی» از فروش کلیه در ایران گزارشی تهیه کرده بود، و گزارش به صورتی ارائه شد که گوئی فروش کلیه در جوامع بشری «امری طبیعی» است! و اگر در ایران افرادی کلیة خود را می‌فروشند، همچون کسانی که اتوموبیل فرسودة خود را می فروشند، صرفا قصد «معامله» دارند! بله، داستان‌های «بی‌بی‌گوزک» پسامدرن،‌ همه بر همان اصل «ترادف کلی» یا حذف واقعیات انسانی تکیه دارد. به عنوان نمونه، می‌توان به فیلم به اصطلاح مستند، «خانواده‌ام در تهران»،‌ ساختة یک زن 37 سالة ایرانی، به نام «افسر سونیا شفیعی» اشاره کرد،‌ که روز دوشنبه 20 اوت 2007 از همین شبکة «آرته» پخش شد.

Read the rest of this entry »

واژگان جنایت!

آگوست 23, 2007

پیش از پرداختن به وبلاگ امروز لازم است «شعار فرهنگی» را تعریف کنیم. شعار فرهنگی، عبارتی است که بدون استثناء در تمامی تبلیغات فرهنگی و سیاسی بازتاب می‌یابد. این عبارت از تمامی ویژگی‌های یک شعار سیاسی برخوردار است، ولی در عمل، صرفاً زمینه‌ساز شعارهائی سیاسی در آینده خواهد شد. ویژگی شعار فرهنگی این است که روی به گذشته‌ها دارد، و از گذشتگان تجلیلی کورکورانه می‌کند، بدون آنکه امکان بررسی عملکرد‌شان را فراهم آورد. شعار فرهنگی، ‌مانند روایات و احادیث در بارة قدیسان، فرد را از اندیشیدن در چارچوب واقعیات باز می‌دارد. همچنان که امروز گروهی با تکرار «شعار فرهنگی» رایج: «مصدق، قهرمان ملی»، سعی دارند، به افراد القاء کنند، خیانتی که در سیاست گذشتة کشور لقب «ملی‌کردن نفت» به خود گرفته، در جهت حفظ منافع ملت ایران بوده. حال آنکه امروز می‌دانیم مصدق صرفاً جهت حفظ منافع استعماری انگلیس دست به چنین عملی زد. ملی شدن نفت را همچنانکه پیشتر گفتیم، تنها در سیر روند تحولات تاریخی ایران می‌باید بررسی کرد، نه در مقام یک پدیدة «مستقل»!

Read the rest of this entry »

«فروغی» جاویدان!

آگوست 22, 2007

چه روزگار عجیبی است! همه سکوت کرده‌اند، یا چنان سخن می‌گویند که کسی نشنود! پس از آنکه پاسدار شریعتمداری در جام جمکران از سوی همة سران حکومت اعلام داشت، از پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای خارج می‌شویم، لاریجانی بدون اشاره به تاخت و تاز روزی نامة کیهان، گفت در «ان‌پی‌تی» باقی می‌مانیم! و پاسدار شریعتمداری که چندین روز بر طبل جاسوسی هاله اسفندیاری می‌کوبید و او را عامل براندازی معرفی می‌کرد، پس از آزادی وی در سکوت فرو رفته! هرچند در گیرودار دستگیری هالة اسفندیاری و دیگر شرکای حکومت اسلامی، در این وبلاگ به شریعتمداری «توصیه» شد،‌ به همکاران‌اش بر چسب جاسوسی نزند، ‌ نتیجه نداشت. امروز هاله اسفندیاری آزاد است، و بر خلاف شایعه پراکنی‌های مهرانگیز کار حال‌ا‌ش هم خیلی خوب است!

Read the rest of this entry »