واژة «پروپاگاند»، مشتق از فعل لاتین «پروپاگاره»، و به معنای لغوی «تکثیر» از طریق قلمه زدن است! در صور مجازی، این واژه را به معنای گسترش و پخش عقاید سیاسی، مذهبی و فرهنگی، جهت کسب حمایت و پشتیبانی، یا گرویدن به یک مرام و مسلک به کار می‌برند.

Read the rest of this entry »

خبر و «خزر»!

سپتامبر 29, 2007

 

قصد آن داشتم که در وبلاگ امروز، به تاریخچه و ابعاد مختلف تبلیغات رسانه‌ای بپردازم. ولی به دلیل آنکه این «موضوع» بسیار گسترده و انتزاعی است، و نیازمند ارائة نمونه‌هائی ملموس، بهتر دیدم،‌ در ابتدا فقط اشارة مختصری به تبلیغات رسانه‌ای داشته باشم، تا بتوان در آینده، موضوع را در ابعاد وسیع‌تری بررسی کرد.

تبلیغات رسانه‌ای چیست؟ تبلیغات رسانه‌ای، ابزاری است جهت هدایت افکار عمومی با هدف بهره‌برداری اقتصادی و مالی. و از این نظر، تبلیغات رسانه‌ای به آگهی‌های تجارتی شباهت فراوان دارد. به این معنا که مانند آگهی‌های تجارتی، ضمیر ناخودآگاه، احساسات، عواطف و اخلاقیات را وسیلة پیشبرد اهداف خود می‌کند. هدف اساسی در تبلیغات رسانه‌ای، آماده نگاهداشتن افکار عمومی مردم جهان برای پذیرش «جنگ» است. می‌دانیم که «جنگ»، به عنوان نوعی دیالوگ، مهم‌ترین عامل تأمین منافع اقتصادی قدرت‌های حاکم جهانی است. به ویژه اگر چنین جنگی همچون جنگ ایران و عراق جنگی استعماری باشد، به این معنا که تداوم آن، بدون کوچکترین خسارت جانی برای استعمارگران، منافع صاحبان صنایع نظامی را نیز تأمین کند. ولی حتی اگر جنگ، همچون نمونة تهاجم نظامی به افغانستان و عرا‌ق، خسارات جانی برای ارتش مهاجم نیز به همراه آورد، باز هم منافع صاحبان صنایع نظامی تأمین خواهد شد. هر چند چنین جنگی می‌تواند، در بطن جوامع استعمارگر، واکنش‌های منفی به همراه ‌آورد؛ برای نمونه می‌توان به جنگ ویتنام اشاره کرد.

Read the rest of this entry »

افتخار و آبدوغ‌خیار!

سپتامبر 28, 2007

 

اوضاع حکومت رمالان باید سخت بحرانی باشد که پادوهای تفنگ فروشان در ایالات متحد این چنین به جنب و جوش افتاده‌اند، تا مبادا نوکران‌شان در جمکران میدان از دست بدهند! ابتدا رئیس «محترم» دانشگاه کلمبیا، جهت تبلیغات برای حکومت جمکران پیشقدم شد، سپس نوبت به «جوزف لیبرمن» معروف رسید، تا با همکاری یک سناتور جمهوریخواه، تنور سپاه پاسداران را گرم نگاهدارد. و اینچنین بود که، در تاریخ 26 سپتامبر سال‌جاری، سنای آمریکا لایحة «غیرالزام‌آور» تروریست بودن سپاه پاسداران را تصویب کرد. گفتیم که هدف از چنین تحرکاتی، صرفاً تبلیغ برای تشکل استعماری سپاه و حکومت جمکران است. و سناتور «لیبرمن»، از هنگامی که با دختر یک خاخام ازدواج کرده، خود از فدائیان اسرائیل، جنگ و در نتیجه از جمله عشاق اسلام است. و به همین جهت از هیچ فداکاری جهت حفظ کیان اسلام و اسرائیل فروگذار نخواهد کرد. در پی جانفشانی‌های «لیبرمن»، در راه فراهم آوردن خوراک تبلیغاتی برای پادوهای ایالات متحد در ایران، تمام خطبه‌های نماز جمعه این هفته به ستایش حاکمیت از تشکل استعماری سپاه و تجلیل از سخنرانی احمدی‌نژاد در سازمان ملل اختصاص یافت. در خطبه‌های نماز علفزار که توسط جنتی روخوانی ‌شد، به این مهم اشاره شده که، سپاه «مردمی» است! و سپاه، همان مردم ایران است! هر چند که سپاه حدود 300 هزار عضو بیشتر ندارد، ولی خطبه نویسان ساواک، همین 300 هزار اوباش مسلح را در ترادف با ملت ایران و تاریخ چند هزار سالة ما ایرانیان قرار داده‌اند، تا جنتی هم، که از برکت «مردمی» بودن سپاه، به جنایت و چپاول روزگار می‌گذراند، به تکرار این مهملات بپردازد:

«این صحبت شما یعنی هفتاد میلیون مردم کشور ما تروریست هستند.»

Read the rest of this entry »

اسطورة «تحریم»!

سپتامبر 27, 2007

 

پیش از پرداختن به وبلاگ امروز لازم است، عبارت «اوباش پیشرفته» یا «اوباش خوش شانس» را تعریف کنیم. «اوباش پیشرفته» به آن‌هائی اطلاق می‌شود که، پس از براندازی سال 57 و به دنبال اعمال تحریم‌های اقتصادی غرب بر ملت ایران، ارتقاء درجه یافته در جایگاه وزارت و وکالت قرار گرفتند. خوشبختانه در حکومت جمکران این قماش فراوان یافت می‌شود. اگر دستاربندان حکومت را که همگی در ردة اوباش‌اند، در این مرحله کنار بگذاریم، می‌ماند ولایتی، خرازی، محسن رضائی، رحیم صفوی و دیگر «انقلابیون»، که همگی در همین جایگاه ویژه قرار می‌گیرند. چرا که استعمار در ایران، همواره حامی اوباش بوده، تا بتواند از این طریق جامعه را «تسطیح» کند. به این ترتیب که اوباش را در رأس هرم قدرت، و دستاربندان را در پناه آنان قرار ‌دهد. همانطور که کسروی تأکید می‌کند، پیوند اوباش و دستاربندان پیوندی است سنتی، که از زمان فتوی میرزای شیرازی، جهت تأمین منافع استعمار، «معجزات» فراوان داشته. این پیوند، با گسترش فقر، استحکامی فزونتر می‌یابد. چرا که فقر، به عنوان آفت اجتماعی، رونق حوزه‌های علمیه را در پی خواهد آورد. و در واقع با افزایش «فقر» در ایران، بودجه نظامی و بودجة حوزه‌های علمیه افزایش چشم‌گیری یافته، در داخل و خارج، حوزه‌ها، فرودستان بیشتری را به تبلیغات خود جذب می‌کنند. و همین امر باعث تقویت ریشه‌های استعمار در ایران می‌شود.

Read the rest of this entry »

پساکلمبیا!

سپتامبر 26, 2007

همانطور که در وبلاگ دیروز گفتیم، دعوت از احمدی‌نژاد برای سخنرانی در دانشگاه کلمبیا، آغازی است برای عادی سازی روابط بین ایالات متحد و پادوهای‌اش در جمکران. هنوز مرکب جنجال نیویورک تایمز و دیگر روزی‌نامه‌های غرب پیرامون سخنان مضحک احمدی‌نژاد در دانشگاه کلمبیا خشک نشده بود که همة داش‌مشتی‌ها و کلاه مخملی‌های حکومت جمکران،‌ فدائی «ادب»، «نزاکت»، «تمدن» و «آزادی بیان» شدند. اکبر رفسنجانی و هاشمی شاهرودی به پیگیری جنجال در کلمبیا پرداختند و از «بی‌نزاکتی» در حق «مهرورزی» انتقاد کردند، و چند سر از روسای دانشگاه‌های جمکران به رهبری غلام سفارت، لاریجانی نیز، جهت «قدردانی» از رئیس دانشگاه کلمبیا یک «دعوتنامة» رسمی برای وی فرستادند تا با همپالکی‌هایش جهت دریافت «حقایق» به ایران سفر کند! تلویحاً گفته‌اند، «کرم‌نما و فرودآ که خانه خانة توست!» و متن این «دعوتنامه» در «مهر نیوز»، مورخ سوم مهرماه سال‌جاری منتشر شد. بله، 8 تن از نخبگان فقرفرهنگی ضمن گله و شکایت از «گفتار خارج از نزاکت آن همکار» با احمدی‌نژاد، تأکید کرده‌اند که «مهرورزی» در «انتخابات آزاد» به ریاست جمهوری برگزیده شده، و «همة مردم» با «همة گرایش‌های سیاسی» نیز در این انتخابات شرکت داشته‌اند! شاهد اینان هم برای اثبات چنین ادعای مضحکی حتماً «دم مبارک‌‌شان» است، یعنی همان گزارشاتی که خبرنگاران آمریکائی از انتخابات ژوئن 2005 ارسال کرده‌اند! واقعاً، جهت تأئید «مردمی» بودن حکومت جمکران، چه کسانی قابل اطمینان‌تر از خبرنگاران آمریکائی؟ اگر این حکومت‌های «مردمی» نباشند، آن خبرنگاران آمریکائی هم باید بجای غذا، «مک دونالد» سق بزنند. و این روسای دانشگاه‌های فقر فرهنگی هم باید مانند رهبر فرزانه و دیگر حکومتی‌ها، کار شرافتمندانه‌ای پیشه کنند.

Read the rest of this entry »

«دیالوگ» در کلمبیا!

سپتامبر 25, 2007

امروز با مطالعة رسانه‌های غرب بخوبی می‌توانیم به بعد دیگری از «گفتگوی تمدن‌ها» پی ‌ببریم: تولید شعار در غرب، جهت فراهم آوردن زمینة سرکوب در ایران! بله، با دعوت از احمدی‌نژاد، دانشگاه کلمبیا، رسماً تبلیغات خود را برای محمدخاتمی آغاز کرده. در پشت پردة جنجال تبلیغاتی غرب برای دعوت از احمدی‌نژاد در دانشگاه کلمبیا، در واقع تأئید محافل استعمار از محمد خاتمی نهفته. پیشتر گفتیم که «جنجال رسانه‌ای» همواره هدف خاصی را دنبال می‌کند، و هدف از بر پا کردن جنجال پیرامون احمدی‌نژاد این است که چهرة کریه محمد خاتمی را هر چه بیشتر «دلپذیر» جلوه دهند. همانطور که گفتیم استعمار هیچ گزینه‌ای خارج از چارچوب فاشیسم یا «مذهب»،‌ برای ملت ایران نمی‌پذیرد. سفر محمد خاتمی به ایالات متحد و اروپا، جهت لیسیدن نعلین آخوندهای کاتولیک و پروتستان در همین راستا صورت پذیرفت. در واقع احمدی نژاد، زنگ تفریح استعمار است. «انتخاب» احمدی‌نژاد به این منظور انجام گرفت که دارو‌دستة «شبه اصلاح‌طلبان» فرصتی برای نفس تازه کردن داشته باشد، و بتواند در «انتخابات» بعدی شوت‌و‌پرت‌های «تازه به دوران رسیده» را به پای صندوق‌های خیمه شب‌بازی استعمار در حکومت اسلامی گرد آورد. در این راستا، زمانی که دوربین تلویزیون‌های بلاد غرب به شهروندان خود ثابت می‌کنند که مردم ایران شیفته و فریفتة «اصلاح‌طلبان» عمامه ‌به ‌سر و یا انواع بی‌دستار آن است، همزمان ملت‌های دنیا درمی‌یابند که حکومت اسلامی هم، حکومتی است بسیار مردمی!

Read the rest of this entry »

عرفان و دندان!

سپتامبر 25, 2007

در وبلاگ «لات و دیالوگ» گفتیم ‌که جنگ نیز در مقام خود نوعی «دیالوگ» است، چرا که عملکرد جنگ، همانند عملکرد کلام، کنش و واکنش در ارتباط با «واقعیت» است. در این راستا می‌توان تبلیغاتی را که اخیراً سایت «بی‌بی‌سی» برای رسانة کیهان به راه انداخته، و تبلیغات «رادیو زمانه» را برای «عرفان» مورد بررسی قرار داد. می‌دانیم ‌که صاحبان صنایع نظامی هلند، از اربابان «بی‌بی‌سی» به مراتب جنگ پرست‌تراند، چرا که منافع بیشتری از جنگ می‌برند. اینان اخیراً نیز از گزافه‌گوئی‌های «برنار کوشنر» پشتیبانی فراوان کردند. ولی از آنجا که شبکة جنگ پرستان اروپائی به بن بست رسیده، به ناچار دست به دامن ریزه‌خواران خود در جمکران شده‌اند. و در این چارچوب است که «اسلام» و «عرفان»، که از نخستین روزهای جنگ ایران و عراق ابزار تبلیغات استعمار شده بودند، بار دیگر در این رسانه‌ها به موضوع روز تبدیل می‌شوند. ولی «اسلام»، به عنوان «زبان حکومت»، و «عرفان»، به عنوان زبان احتمالی «حاکمیت جایگزین»، هر دو به زینت «ابهام» آراسته‌اند. دلیل حمایت تبلیغات استعماری از «عرفان» نیز فقط وجود عامل «ابهام» است. همچنانکه پیشتر گفتیم، ‌ «مثنوی معنوی»، علیرغم عظمت ادبی و عرفانی، در مقام پایة یک حکومت می‌تواند، به مراتب از قرآن سرکوبگرتر شود. چرا که ابهام در «عرفان»، به مراتب از ابهام قرآن فراتر می‌رود. از این جهت، «عرفان» می‌تواند جنگی به مراتب گسترده‌تر از جنگ ایران و عراق به راه اندازد.

Read the rest of this entry »

لات و «دیالوگ»!

سپتامبر 23, 2007

در وبلاگ «لات و مدرنیته» گفتیم که «نخبگان» فقرفرهنگی در غرب، «تقدس زدائی» را با هتاکی یکسان پنداشته، با صدور فتوی برای شعرای ایرانی، تهاجم به مفاخر ادبیات فارسی را آغاز کرده‌اند. امروز در ادامه، به بررسی ابعاد وسیع فقرفرهنگی می‌پردازیم، خصوصاً به آن دسته از «نخبگان» که همچون محمد خاتمی و شرکاء، در مورد مفهوم «دیالوگ»، نیز دچار «لغزش» شده، چند سالی است شعار می‌دهند که، گویا «گفتگوی تمدن‌ها» از «برخورد تمدن‌ها» خیلی بهتر است! می‌دانیم که «برای گفتگوی تمدن‌ها»، اثری است از «روژه گارودی» که در سال 1977 همزمان با ورود «جیمی کارتر» به کاخ سفید، توسط انتشارات «دونوئل» پاریس منتشر شد. پیشتر گفتیم که در کشورهای عضو ناتو فعالیت‌های فرهنگی تحت نظارت مستقیم این سازمان انجام می‌شود، و تنها در این چارچوب است که می‌توان عملکرد رسانه‌ها، انتشار کتب‌ و دیگر فعالیت‌های هنری در غرب را بررسی کرد. و از آنجا که فرانسه، به عنوان عضو پیمان ناتو، نقش «چرخ پنجم» سیاست خارجی آمریکا را بر عهده دارد، انتشار کتاب «روژه گارودی» را در چارچوب نقش سیاسی فرانسه، و در بطن فعالیت‌های فرهنگی ناتو می‌توان بررسی کرد.

Read the rest of this entry »

لات و مدرنیته!

سپتامبر 22, 2007

قصد آن داشتم که وبلاگ امروز را به سالروز جنگ استعماری ایران و عراق اختصاص دهم. ولی متأسفانه پدیده‌ای به مراتب مخرب‌تر از این جنگ و پیامدهای‌اش را در برابرمان دیدم: پدیدة هتاکی به شعرای فارسی زبان. عملی که برخی به خطا، یا به عمد، آنرا «تقدس‌زدائی» نام گذاشته‌اند! و ادعا دارند که در مسیر این «تقدس‌زدائی» آزاد هم هستند! بله، بعضی‌ها «آزادی» را از دریچة «جالینوسی» آن مشاهده کرده‌اند، اینان می‌پندارند با تکرار طوطی‌وار مفاهیمی چون «تقدس‌زدائی» و «آزادی» می‌توانند هم به هتاکی و تخریب مفاخر ادبیات ایران بپردازند، و هم ادعا کنند که «نقد ادبی»، یا «نقادی» به راه انداخته‌اند. پیش از این نیز، شاهد اعمال امثال احمد شاملو بودیم که، به زعم خود، فردوسی را «نقد» کرده بودند! باید بگوئیم که متأسفانه «فقرفرهنگی» صرفاً به نخبگان جمکران محدود نمی‌شود. این «فقر» ریشه در 8 دهه استبداد استعماری دارد، و در عمل دامنگیر اکثریت قریب به اتفاق جماعت «شهرنشینان» ایران شده، چه در داخل و چه در خارج از مرزها. و با تکیه بر همین «فقرفرهنگی» است که اهداف استعماری، که همان فرسایش بنیادهای جامعه است، تأمین می‌شود.

Read the rest of this entry »

استقلال معنوی!

سپتامبر 21, 2007

امروز در راه‌بندان عظیم میدان کنکورد پاریس گیر افتادم، و حدود نیم ساعت، ‌ «تام، تام» موزیک از مرسدس بنز یک «شهروند» بسیار «بافرهنگ» جهان سوم،‌ که از «ارزش‌های اصیل» نیز مسلماً حمایت می‌کند،‌ مانند چکش بر سرم فرود‌ آمد. «شهروندان» جهان سوم، به مصداق «چاردیواری، اختیاری»، اتومبیل خود را هم «چاردیواری» فرض کرده، ‌ فراموش می‌کنند که خیابان‌های شهر ارث پدرشان نیست، و حق ندارند برای دیگران ایجاد مزاحمت کنند. بله، متأسفانه بعضی‌ها لات‌بازی و ایجاد مزاحمت برای دیگران را به حساب «آزادی» می‌گذارند. همانطور که بعضی‌ها در ایران، دانشگاه را مقر «احزاب» می‌دانند، نه محل آموزش و کسب علم! همانطور که پیشتر گفته شد، دانشگاه‌های ایران، قبل از براندازی سال 57، به مراکز تولید انبوه الله‌کرم‌ها تبدیل شده بود. و هر کس در «فعالیت‌های» مضحک و ظاهراً سیاسی این الله‌کرم‌ها شرکت نمی‌کرد، به افتخار دریافت لقب «سوسول» نائل می‌آمد! خلاصة مطلب این فضاسازی‌های کاذب که زیر نظر ساواک صورت می‌گرفت کار را به آنجا رسانده بود که، بعضی‌ خانواده‌ها، ناچار می‌شدند، عملاً ‌فرزندان‌شان را از شرکت در کنکور محروم کرده، جهت ادامة تحصیل آنان را به دیار «کفر» روانه کنند.

Read the rest of this entry »