ببر و برف!
اکتبر 30, 2008

شعارهای جیره خواران استعمار شباهت عجیبی به نفت دارد! نفت از درون مرزها ربوده میشود، سپس در غرب «پالایش» شده، مانند بنزین به بهای گزافی به ایران «صادر» میشود تا در اتومبیلهای تولید غرب ریخته شود، هوا را آلوده کند و دامنة چپاول را هم گسترش دهد. شعارهای استحماری نیز دقیقاً همین روند را طی میکند. با این تفاوت که این شعارها از دو منبع متفاوت استخراج میشود: اسلامی و ایرانی. شعارهای اسلامی از حدیث و روایات و آیات قرآن گرفته شده پس از پالایش تحویل «فاشیست ـ مسلمانها» میشود که بتوانند مفاهیم مدرن و معاصر را از درون متون توحش ادیان ابراهیمی استخراج کنند. ولی برای فاشیستهای بومیگرا همین مفاهیم را از متون ایران باستان یا ایران «پیشا تازیان» و به ویژه ایران «پسا نازیان» بیرون میکشند. در این راستا، رادیو فردا مورخ هفتم آبانماه سالجاری به ما توصیه میکند برای رعایت «حقوق شهروندان» منشور کورشکبیر را مد نظر قرار دهیم. چرا؟
تازیان و نازیان!
اکتبر 29, 2008

در پی سخنان متفکران و فلاسفة حکومت روضهخوانها، به ویژه پس از سخنرانی سرشار از بلاهت مقام رهبری که در آن شکست مارکسیسم و پایان لیبرال دمکراسی ـ مسلماً به دلیل رویت این فروپاشیها در «ماه» ـ مطرح شده بود سایت فارسی ناخداکلمب هم روز 26 اکتبر 2008، در تأئید ضمنی مهملات رهبر فرزانة جمکران یک مطلب «علمی» تحت عنوان «کارل مارکس و بحران سرمایهداری» منتشر کرد! بله، وقتی ترهاتبافی «مد» میشود همین اشکالات هم بروز میکند. هممیهنان گرامی به پیروی از مد شهرة عالماند، و همین مدپرستی باعث میشد که هر وقت ما از بلاد فرنگ به مرز پر گهر باز میگشتیم، ضمن تحویل گرفتن نگاههای متحیر آزاد زنان فامیل با آخرین مد پاریس و لندن در شهر تهران آشنا میشدیم، و در مییافتیم که وقتمان در فرنگ واقعاً به بطالت گذشته، چرا که از قافلة مد عقب افتاده بودیم!
روز از نو …!
اکتبر 28, 2008

در ازاء هر گامی که ایالات متحد در همکاری با طالبان به عقب بر میدارد، ایرانیان مقیم ینگه دنیا در شارلاتانیسم گامی به پیش مینهند. امروز «میسیز» شکوه میرزادگی و «خواهر» داودی مهاجر، در دو جبهة ظاهراً متفاوت قلمفرسائی فرمودهاند، ولی هدف هر دو جلوگیری از ورشکستی شرکت سهامی عوامفریبی است.
شکوه میرزادگی پیشنهاد کرده، برای رعایت حقوق بشر، منشور حقوق بشر کوروش کبیر را ملاک قرار دهیم! به عبارت دیگر همانطورکه «فاشیست ـ مسلمانها» آینده را در بازگشت به «صدر اسلام» میجویند، ما هم آینده را در «صدر ایران» بجوئیم! به «میسیز» میرزادگی و شرکاء یادآور شویم شعارهای پوچ «بازگشت به گذشته» در هر حال عوامفریبی و شیوهای است متعلق به فاشیسم. در عمل بازگشت به گذشته نه تنها غیرممکن است، که «منطقاً» بشر نمیباید چنین نگرشی به آیندة خود داشته باشد! دیدیم که در همین راستا کسانیکه با تکیه بر «حدیث مسلم»، «نهجالبلاغه» و چرندیات «معصوم» قانون اساسی تدوین کردند، چه بر سر ملت ایران آوردند، و اینان همانقدر شارلاتاناند که طرفداران بازگشت به دوران هخامنشی!
گورکنسالاری!
اکتبر 27, 2008

چه اشتباه بزرگی کرده بودیم که گفتیم «احزاب» مختلف گورکنسالاری جمکران از اصولگرا تا «ملی ـ مذهبی» هیچ برنامة مشخصی ارائه نمیدهند! به هیچ وجه چنین نیست! اینان برنامههای خود را برای کل جهان ارائه میدهند و کشور ما ایران هم بخشی از این جهان به شمار میرود. به عنوان نمونه ولایتی، پادوی سازمان سیا و مشاور مقام معظم در امور بینالمللی، که در دوران وزارتاش بر «امورخارجه» سفارتخانههای ایران را در کشورهای مشترکالمنافع به مرکز توزیع آش و آبگوشت «جمعه» برای بورسیههای عرب و آفریقائی تبدیل کرده بود، تا از راه پروراندن شکم اینان، «تشیع علوی» را هم بپروراند، باز هم از قفس گریخته و سخنرانی میکند!
کچل و اسطوره!
اکتبر 26, 2008

در توضیح پیرامون وبلاگ «شکوه لجنزار» یادآور شویم که سوابق درخشان اعضای «مکتب فرانکفورت» به هورکهایمر، آدورنو و هابرماس محدود نمیشود! «هربرت مارکوزه» طی جنگ جهانی دوم کارمند دفتر «او. اس. اس» بود که پس از پایان جنگ، بر آن نام سازمان سیا گذاشتند! همین کافی است که مسیر فاشیستی «مکتب فرانکفورت» را مشخص کند. پس از تشکیل سازمان ناتو، پروپاگاند این مکتب انسانستیز در قالب تحقیقات «نخبگان» پیرامون «مدرنیته» به آکادمیهای غرب راه یافت. در سال 1991، انتشارات «ژاک گرانشه» در پاریس کتابی از «آلکسیس نوس» تحت عنوان «مدرنیته» انتشار داد که در واقع تبلیغات مکتب فرانکفورت و به ویژه «دیالکتیک منفی» آدورنو را به عنوان «مدرنتیه» به شوت و پرتها حقنه میکرد.
«هاید» اکبر!
اکتبر 25, 2008

با پوزش فراوان! در «شکوه لجنزار»، نام «هورکهایمر»، به اشتباه «هورکنهایمر» نوشته شده بود. بله، از آنجا که هدف مکتب فرانکفورت «تحریف» مارکسیسم و اصولاً نگرشهای انسان محور است، ما هم ناخودآگاه نام «مقدس» هورکهایمر را «تحریف» کردیم! شاید همانطور که هانتینگتون «فرهیخته» در ینگه دنیا و لاتالله در جمکران میگویند، «مشیت الهی» چنین بوده! بگذریم!
شکوه لجنزار!
اکتبر 24, 2008

مقالة سرژ هلیمی که در وبلاگ «ایسم و اگر» به آن اشاره شد، مورخ دسامبر 2003 است و «پروشا همتی» آن را به فارسی ترجمه کرده. این ترجمه در سایت «لوموند دیپلماتیک» اکتبر 2008 موجود است. در مورد سرژ هلیمی، نویسندة مقالة مذکور اگر فرصتی شد توضیح خواهیم داد ولی در مورد هانتینگتون میباید یادآور شویم که از نظریهپردازان حکومتی در ایالات متحد است که راه «مقدس» مکتب فرانکفورت را در «توجیه» فاشیسم تداوم میبخشند.
«ایسم» و اگر!
اکتبر 23, 2008

هممیهنان گرامی! بدانید و آگاه باشید که هفتة گذشته در پی بروز بحران مالی در بازاربورس و بانکهای غرب، «مارکسیسم و لیبرال دمکراسی» به پایان رسید، و در دکة فریب استعمار فقط اسلام باقیمانده که آنهم «پیروز» شده! به عبارت دیگر سازمان ناتو بجز «اسلام» هیچ گزینة دیگری برای ملت ایران نمیپذیرد. بین اسلام آمریکائی و انگلیسی و احیاناً فرانسوی، آلمانی، ایتالیائی و اسپانیولی میتوانید «انتخاب» کنید؛ «انتخابات» کنید و «پیروز» باشید! بیدلیل نبود که «انترناسیونال پدرسوختهسالاری» با یکروز فاصله در تهران و اسلو برگزار شد ـ در وبلاگ از «پراگ تا تهران» به ایندو همایش اشاره کردیم ـ و مسلماً بیدلیل نبود که آخوند احمد خاتمی از نانخورهای «شرافتمند» نظام دعوت کردند که «انتخابات شکوهمند» به راه بیاندازند، و دلیل داشت که خواهر ملیحه محمدی مانند جماعت «داسالله» با آخوندها همصدا شده بودند.
هزاردستار!
اکتبر 22, 2008

بالاخره ناخدا کلمب هم «انا شریک» گویان امارات متحده را در دیگ کنسرسیوم گاز ایران و روسیه انداخت! و غلامبچة سفارت هم راهی بحرین شد. پس از سفر ولادیمیر پوتین به تهران، رسانهها از تشکیل سازمانی مشابه «اوپک» بین ایران و روسیه سخن به میان آوردند، سازمانی که قرار بود «بزودی» تشکیل شود! ولی «بزودی» آنقدر طولانی شد، تا ناخداکلمب هم از لندن خودش را رساند. خلاصة مطلب، ناخداکلمب و دولت روسیه برای چپاول گاز در سطح جهانی به توافق رسیدند، و به همین دلیل «البحرانی»، سرپرست شبکة الجزیره، شاخک عرب زبان «بیبیسی» در تهران، به اهالی فارس نیوز گفتند، «ایران در نبرد خود با آمریکا به هر چه میخواست رسید.» ترجمان ناگفتههای البحرانی چنین است: جنگ زرگری بین ایالات متحد و نوکراناش در جمکران ما را به نتایج مطلوب رساند. و دبیرکل شریف سازمان ملل امروز از خواب برخاستند و پس از مطالعة مقالة «علمی» پاسداراکبر در سایت شیخ مهدی جامی، و دریافت این ادعای ابلهانه که قرآن «تاریخی» است، ناگهان به یاد آوردند که «حقوق بشر» در ایران اصلاً رعایت نمیشود!
پائیز و «پاسبان»!
اکتبر 21, 2008

«شالودة قانون اساسی بر قرآن و نهج البلاغه بنا شده است [...] در تدوین قانون اساسی به احادیث مسلم، سنت، اجماع و فرمایش معصوم توجه شده [...]»
این سخنان پریشان، و به ویژه «سنجیده» و بسیار «منسجم»، در اسفندماه سال 1357، کمتر از یکماه پس از کودتای ژنرال هویزر در کشورمان از زبان احمد صدر حاج سیدجوادی، وزیر کشور مهدی بازرگان در رسانة کیهان انتشار یافته و بریدة آن نیز در وبلاگ رامین مولائی موجود است. حال باید از خواهر ملیحه محمدی که سنگ انتخابات به سینه میزنند بپرسیم، در چارچوب چنین «قانونی» سخن راندن از «انتخابات» اصولاً چه مفهومی دارد؟