«خاموشی» در بحرین!
نوامبر 30, 2008

کودتای بلشویکها که حدود هشت دهه روسیه، خاورمیانه و سپس هند را در سکون و انزوا فرو برد چنان به مذاق نزولخورهای «سیتی» لندن خوش آمده که همزمان قصد احیای اتحادجماهیر شوروی و گسترش توحش اسلامی در ایران را دارند. بله! آنگلوساکسونها دوباره به این صرافت افتادهاند که تقویت دو شاخة پرسود «اسلام ـ کمونیسم» بازده خوبی خواهد داشت! تحکیم این فضای دو قطبی با کودتای بلشویکها در اکتبر 1917 آغاز شده، در سال 1921 با کودتای میرپنج به اوج رسید. علیرغم فرسایش استالینیسم و حکومت توحش اسلامی، آنگلوساکسونها دست بردار نیستند. اصولاً این جماعت به هر چه پوسیده و فرسوده و گندیده است دل میبندند. اگر به حاکمیت جمکران با دقت بنگریم، خواهیم دید که از غار حرا در صدر اسلام به تهران صادر شده! لباسهای نخست وزیر بریتانیای «کبیر» را هم اگر با چشم بصیرت بنگریم، خواهیم دید که البسة کذا را از کمد لباس «توماس مور» ابتیاع کردهاند! از علیاحضرتشان هم هیچ نمیگوئیم، آنقدر پشتکار دارند که یک ولیعهد60 ساله به جهان اسلام تقدیم کردهاند! بله، هم اینان اینک سعی در احیای اتحاد جماهیر شوروی و تقویت بازوی سرکوب اسلام، «سازمان تبلیغات اسلامی» را در ایران دارند.
جنگ و جفنگ!
نوامبر 29, 2008

«این را هم بگوئیم که علی قربانش بروم درویش مسلک و دمکرات بود و سوسیالیست هم بود. یعنی خلاصه سوسیال دمکرات تمام عیار بود. و پیش از آنکه فرنگیها مسلکهای عجیب و غریب امروزی [...] را اختراع کنند [...] حضرت[...] همة اینها را از بر داشت[...] و بعضی معتقدند که تمایلات کمونیست افراطی هم در وجود مبارکشان مشاهده میشد.»
ص. 63ـ62، توپمرواری.
استقرار یک عضو حزب دمکرات در کاخ سفید، بر عملة فاشیسم تأثیر مواد توهمزا را دارد! به محض اینکه انتخابات آمریکا به پایان میرسد و پادوهای محافل فاشیسم از استقرار حزب دمکرات در رأس سه قوه اطمینان حاصل میکنند، بازار پریشانگوئی در سطح جهانی آناً گرم میشود. فاشیستهای جهان اسلام آزادیخواه میشوند، فاشیستهای کاتولیک هم جهت لجنپراکنی به آنتونیو گرامشی تلاش میکنند او را به کلیسا پیوند بزنند. در سال 1977 که جیمی کارتر منفور برای جهاد «انتخاب» شد نیز اوضاع بر همین منوال بود.
«کلاه» کوفسکی!
نوامبر 28, 2008

امروز میپردازیم به کولاکوفسکی و جنجال چپنمایان جمکران بر علیه استالینیسم. همانطورکه در وبلاگ «داس و صندوق» گفتیم، چپنمایان در ایران نعلینپرستاند، هیچ ارتباطی با عدالت اجتماعی و خصوصاً ماتریالیسم ندارند. این چپنمایان پیش از فروپاشی اتحادجماهیر شوروی، مانند سازمانهای تبلیغاتی استعمارغرب از مدافعان پروپاقرص استالینیسم بودند. با یک تفاوت کلی، غربیها ضمن حمایت «اقتصادی ـ سیاسی» از استالین و استالینیسم در شوروی سابق، برای حفظ ظاهر، عدم رعایت حقوق بشر و نبود آزادی را در شوروی محکوم میکردند! در حالیکه چپنمایان ایران، برای حفظ ظاهر و پنهان داشتن پیوندهای طبیعی خود با استعمار غرب، با تمام قوا سیاست سرکوب تحرکات اجتماعی، فرهنگی و سیاسی در اتحاد جماهیر شوروی را در چارچوب فلسفة مارکس «توجیه» میفرمودند! این «توجیهات» که نهایت امر در افکار روشنفکرنماهای دانشگاهی ایران از مارکسیسم صرفاً یک نظام دیکتاتوری ساخته بود، هم تبلیغات را در مسیر توجیه سنتی سیاست در کشور ایران، یعنی یک استبداد سوق میداد، و هم این استبداد را به دلیل وابستگی ظاهری به بنیاد فکری سوسیالیسم بسیار «مقبول» و تمام و کمال معرفی میکرد: با یک تیر دو نشان!
داس و صندوق!
نوامبر 27, 2008

آقای ناصر زرافشان و شیخ مسعود بهنود در مطالبشان دو تعریف نوین از دمکراسی ارائه دادهاند که در عمل ثابت میکند، اگر شیخ مسعود همصدا با غربپرستان «انتخابات آزاد عراق» را تبریک میگفت، چپنمایان جمکران نیز همصدا با جرج بوش تهاجم نظامی به عراق، و چپاول و سرکوب مردم این کشور را «دمکراسی» میخوانند؛ نهایت امر این دو گروه آبشخور واحدی دارند: ایالات متحد! شاید بتوان این سئوال را مطرح کرد که، آمریکا در ایران چه میخواهد؟ جواب در شرایط فعلی روشن است، تداوم حکومت توحش دینی و تداوم دور باطل شیخ و شاه.
سوراخ و دعا!
نوامبر 26, 2008

در توضیح پیرامون ارتباط نویسنده با روانکاوی، تأکید میکنیم که یک روانکاو میتواند نویسنده هم باشد ـ فروید نویسندهای توانا بود ـ ولی یک نویسنده، فینفسه هرگز نمیتواند در جایگاه روانکاو قرار گیرد. همچنانکه دیروز هم گفتیم، تخیلات ادبی را نمیتوان در ترادف با نوعی «علمیات» قرار داد. از تکیه بر چنین شیوههائی است که مخدوشکردن مرز مفاهیم حاصل میشود، و میدانیم که این شیوهای است فاشیستی.
این روزها سرشار از «چنج» شده. به بعضی از آنها واقعاً «نید» هم داشتیم! البته این چنجها به دلیل چرخش سیاست ایالات متحد ایجاد میشود، نه به دلیل امدادهای غیبی. به یاد داشته باشیم که شرایط اجتماعی همواره «منتج» است، نه دلخواه! ولی گاه پیش میآید که این شرایط باعث خشنودی ما هم بشود. ازجمله عقبنشینی ایالات متحد در حمایت از طالبان منطقه. عاقبت ایالات متحد ناچار شد دکان گدائی حماس، سازمان ساخته و پرداختة آریل شارون را در ایالات متحد تعطیل کند!
یوسف و مایکل!
نوامبر 25, 2008

در روزهای اخیر چندین و چند «رخداد» خجسته و فرخنده در عرصة پدرسوختگی را شاهد بودیم، از آنجمله است ابراز علاقة حاکمیت انگلستان به حقوق بشر و دمکراسی در ایران، تبلیغات مریم ریدلی، کارمند «ام.آی.6» برای اسلام، و بالاخره گرویدن مایکل جکسون به دین مبین. اما پیش از ادامة مطلب، لازم است حضور فرهیختگان آدمخوار جمکران بگوئیم که «دون کیشوت» روایت نیست، حکایت نیست، قصه و داستان و حدیث هم نیست، «دون کیشوت» رمان است. نه به دلیل آنکه به قلم «سروانتس» نگاشته شده، بلکه فقط به این دلیل که در چارچوب «تعریف رمان» قرار میگیرد!
هیچسالاری!
نوامبر 24, 2008

در پی عقب نشینی نوین ایالات متحد، در نشست «آپک» در کشور پرو، گاوچرانها خود را ناچار میبینند که صفوفشان را فشردهتر کرده، گامی دیگر به خادمان وفادارشان در ایران نزدیک شوند. به همین دلیل شیخ مهدوی کنی دوباره از سوراخ فراموشخانة کذا سر بیرون آورده، تا «خط امام» را برای هزارمین بار «ترسیم» کند! اینبار خط امام آن نیست که طی سالها از رسانهها و از دهان شخص خمینی تبیین میشد! بله، تعجب نکنیم، خط آمریکا تغییر کرده در نتیجه «خط امام» هم به ناچار مسیر نوینی خواهد داشت. چون خط امام در واقع سایة سیاست آمریکا در ایران است، همچنانکه حکومت اسلامی نیز سایة خدا و در واقع سایة حاکمیت غرب بر سر ما ایرانیان شده.
پستهای و هستهای!
نوامبر 23, 2008

حمایت ما از چارچوب پیشنهادات رضا پهلوی به مفهوم پشتیبانی از ایشان و سیاست «آنگلوساکسونهای دو سوی آتلانتیک» نیست، چون «آ.د.آ»، به شهادت تاریخ هرگز مدافع دمکراسی و حقوق بشر نبوده. پیش از ادامة مطلب لازم است در همینجا به اربابان «رویترز» تسلیت بگوئیم! چون برخلاف «چنج» مطلوب آنان، حزب سوسیالیست فرانسه با انتخاب «مارتین اوبری» به عنوان دبیرکل، یک «چنج» واقعی کرد! و این چنج را اهالی رویترز ابداً «نید» نداشتند! شب گذشته، «رویترز» نام یک نفر دیگر را به عنوان دبیرکل حزب سوسیالیست در بوق گذاشته بود و رادیو تلویزیون هم به دمیدن پیوسته در بوق رویترز مشغول بودند، که ناگهان امدادهای غیبی صدای بوقشان را خفه کرد و ما هم بسیار شاد شدیم! اصولاً اینروزها بسیاری از مسائل باعث شادی ما میشود، ازجمله سفر «دومینیک دو ویلپن» به تهران!
چنجالله!
نوامبر 22, 2008

پیرامون وبلاگ «مرگ دقیانوس» تکرار میکنیم که با چارچوب سخنان رضاپهلوی در مورد تدوین قانون اساسی بر مبنای اعلامیة جهانی حقوق بشر و استقرار یک حکومت دمکراتیک در ایران کاملاً موافقایم، ولی این تغییر را در چارچوب حقوقی و قانونی میخواهیم. به عبارت دیگر از هیچ جنجال و تظاهرات به اصطلاح خودجوش در خیابان و دانشگاه و … و کودکستانها حمایت نخواهیم کرد.
بررسی متن کامل سخنان رضاپهلوی را به زمان دیگری موکول میکنیم، چرا که اینکار به مطالعة دقیق متن اصلی سخنرانی به زبان انگلیسی نیاز دارد. به تک، تک واژهها از نظر «حقوقی» میباید پرداخته شود. این سخنرانی از نظر محتوی با سخنرانیهای دیگر ولیعهد ایران تفاوت دارد، و به همین دلیل بررسی آن دقت بیشتری میطلبد. پس وبلاگ امروز را به اعلام مواضع ایالات متحد از زبان رهبران شاخة اسلامی سازمان سیا، «شاس» اختصاص میدهیم.
مرگ دقیانوس!
نوامبر 21, 2008

این شکسته چنگ بیقانون
رام چنگچنگی شوریده رنگ پیر،
گاه گوئی خواب میبیند
ما با براندازی مخالفایم، ولی با تغییر حکومت ایران هیچ مخالفتی نداریم. اما این تغییر را در سایة آشوب و جنجال دانشگاه و خیابان جستجو نمیکنیم. به عبارت دیگر، سازمان ناتو بهتر است فکر اجرای پروژة فاشیستی مکفال، و رویای تکرار کودتای 22 بهمن 1357 را به طور کامل از سر به در کند. به یاد داریم که مکفال پس از «تحقیقات» جانفرسا در باب «گذار به دمکراسی در ایران»، به ما ملت دور باطل فاشیسم شیخ و شاه را پیشنهاد کرده بود. گویا اجرای این پروژة ابلهانه به عهدة حزب کارگر انگلستان گذاشته شده. همة امکانات در ظاهر فراهم آمده: آغاز حاکمیت حزب دمکرات در ایالات متحد، پایان کار قریبالوقوع حزب کارگر در انگلستان و سراشیب سقوط یک دیکتاتوری فرسوده در ایران.