رنسانس عباسی!
فوریه 28, 2009

«طراحیهای رضا عباسی[...] یکی از هنرمندان رنسانس شاه عباس، معروف است.»
منبع: «بیبیسی»، مورخ 5 اسفندماه سالجاری
شاه عباس با دولت سکولار مخالف بود، به مذهب بیش از محدودة کشور اهمیت میداد، و از همه مهمتر، او یک «رنسانس» ویژهای از آن خود داشت! این قسمتی از پریشانگوئیهای «تیم آدامز» در روزنامة «گاردین» مورخ 22 فوریه 2009 است. روزنامهای که کارفرمایاناش علاقة فراوانی به تجهیز حکومت نعلین به سلاح اتمی دارند. این مضحکات در سایت «بیبیسی»، مورخ 5 اسفندماه سالجاری نیز انتشار یافته. در واقع دو روز پیش از آغاز به کار مجازی نیروگاه بوشهر.
مشروطیت و «فریزر»!
فوریه 27, 2009

آن که بگرفته از او تا کمر ايران گه
به مکافات، الا تا کمرش بايد ريد
ما از تظاهرات خیابانی و از جنجال در دانشگاه حمایت نمیکنیم! عربدهجوئی در خیابان و شعار دادن فقط حلال مشکلات حکومت ملایان و اربابانشان در سازمان ناتو است. مطالبات صنفی کارگران، معلمان و مطالبات دانشجویان، البته اگر به مسائل دانشجوئی ارتباط داشته باشد، باید از طریق قانونی پیگیری شود، در غیر اینصورت هیچ دستاوردی بجز گسترش سرکوب نخواهد داشت.
کور و پنیر!
فوریه 26, 2009

پیام مورخ 16 بهمنماه 1387، در سایت نووستی، بخش «نامههای شما» متعلق به نویسندة این وبلاگ است.
پیش از پرداختن به وبلاگ امروز، لازم است پیرامون بیانیة کانون نویسندگان، مورخ 5 اسفندماه سالجاری توضیح مختصری بیاوریم. سابقة عوامگرائی و هوچیدوستی و پیروی کانون کذا از بعضی سیاستهای شناخته شده را هنوز فراموش نکردهایم. از اینرو به صادرکنندگان محترم بیانیة مذکور یک نکتة مهم را یادآور میشویم، و آن اینکه ساواک و شهربانی و به طور کلی نیروهای «نظامی ـ امنیتی» حکومت اسلامی از دولت جمکران دستور نمیگیرند! افسار این مراکز سرکوب به دست سازمان جنایتکار ناتو است. پس بهتر است اعضای محترم این کانون بجای خوشرقصی و بلبلزبانی برای ناتو، اعتراضیهای به مقر فرماندهی این سازمان در بروکسل ارسال فرمایند و مطالبات عدالتطلبانة خود را به دبیرکل همین سازمان جنایتکار اعلام کنند، سازمانی که 30 سال است حکومت نکبت و ادبار آخوندی را به زور سرنیزه در کشور ایران سر پا نگاهداشته. اعضای بسیار محترم کانون نویسندگان! اگر میپندارید که تاریخ تکرار میشود و باز هم سازمان کذا میتواند از طریق جنجال و هیاهو یک «رهبرکبیر انقلاب» برایتان ارسال کند، سخت در اشتباهاید! جنگ سرد سالهاست که به پایان رسیده!
حال بپردازیم به وبلاگ امروز. «قانونگریزی» وجه مشترک روسپیهای سیاسی استعمار و روسپیهاست! به همین دلیل حکومتهای دست نشاندة استعمار بدون استثناء مسائل سیاسی را در «خیابان» و اماکن عمومی حل و فصل میکنند. چرا که روابط استعماری «هنجارگریز» است و متکی بر قانون شکنی. اشتیاق «خواهران» برای عربدهجوئی در خیابان نیز دلیل دارد. دیروز زنان کمپین آش تصمیم گرفتند مسائل را به خیابان بکشانند، و امروز نیز همسر غلامحسین الهام به قول خود میخواهد «در خیابان» فریاد بزند.
جکعباس صفوی!
فوریه 25, 2009

همزمان با بسیج لندن، پاریس و برلن در راه دفاع از «حقوق بشرنسبی»، و تأکید بر «باورها» و «توهمات»، اسرائیل هم به حمایت از ولایت فقیه و رهبری قیام کرده! به گزارش فارسنیوز، مورخ 5 اسفندماه سالجاری، «گیورا ایلاند»، رئیس پیشین شورای امنیت ملی اسرائیل فرمودهاند: «کشور جمهوری اسلامی ایران در سایة رهبری خود شکست ناپذیر شده»! میبینیم که حکومت نعلین هزاران شیفته و فریفته پیدا کرده، هر چه کریهتر و پوسیدهتر میشود، شمار دلدادگاناش هم افزایش مییابد!
«باور» و برلن!
فوریه 24, 2009

در این وبلاگ روی سخن با مخالفان حکومت اسلامی است. حکومت اسلامی برای دوام خود به «حضور مردم» در نمایشات خیابانی نیاز دارد. مهمترین ابزاری که امروز در دست ما است، تحریم «شبه انتخاباتی» است که این حکومت به راه میاندازد. اربابان این حکومت، به ویژه آمریکا باید بدانند، ما با حکومت «خدامحور» در هر حال مخالفایم. برای ملت ایران اهمیتی ندارد که در رأس یک حکومت انسانستیز چه افرادی قرار میگیرند؛ چارچوب این حکومت را قانون اساسی توحشپرور آن تعیین میکند. احکام قضائی و تمام قوانین متحجر آن منطبق بر اسلام است و تا زمانیکه قانون اساسی بر محور ابهام و توهمی به نام خدا قرار گرفته، در تضاد کامل با حقوق انسانی خواهد بود. در همین راستا، کسانیکه بر طبل «اسلام مترقی» و «آخوند پیشرو» یا «اسلام ایرانی» میکوبند، مشتی فریبکاراند.
شپش، طنز و منطق!
فوریه 23, 2009

«تزریق مقدسات» به مفاهیم انسانمحور به منظور «تحریف»، «ایستا» کردن و «تخریب» این مفاهیم صورت میپذیرد. تزریق مقدسات فقط تحمیل «زبان دین» بر روزمرة مردم نیست. این سیاست مزورانه در عرصة فرهنگ و ادبیات به صورتی گسترده اعمال میشود. در مقالة «برادر» بیژن بیقرار تحت عنوان «در بارة یک منطق وارونه»، شاهد بودیم، چگونه یک نویسندة معروف همچون «برتولد برشت» که به چپگرائی در سطح جهانی شهرت دارد ناگهان در ادبیات «بیقرار» به آخوند شریعتی تبدیل میشود و «جرم» را در ترادف با «گناه» قرار میدهد! ولی مطلب بیژن بیقرار اگر در سایت عصرنو ناپدید شده هنوز جهت علاقمندان در «اخبارروز» موجود است! پس باز گردیم به ادامة بحث استفادة محافل فاشیسم از بهائیان ایران برای تزریق تقدس در اعلامیة جهانی حقوق بشر، جهت تحریف و تخریب این اعلامیه.
عنتر چگونه لوطی شد!
فوریه 22, 2009

برچیده شدن پایگاه نظامی ایالات متحد در قرقیزستان مقدمة یک پسروی بود که متحدان و به ویژه ریزه خواران آمریکا را در جهان سوم چندین گام به عقب راند. در راستای این پسرویها دوستی ناخداکلمب با طالبان نیز به پایان رسید و «داسالله» که سیسال پیش نقش «لوطی» لاتالله را ایفا میکرد، تبدیل شد به «عنتر» حکومت اسلامی.
پیش از نخستین کودتای بریتانیا در ایران، سیاست استعمار انگلستان از طریق ترور شخصیتها، و ایجاد آشوب توسط اوباش اعمال میشد، عملیاتی که «نهضت» نام گرفته: نهضت تنباکو، نهضت ملی، و آنقدر از این نهضت به آن نهضت رفتیم تا رسیدیم به «نهضت عاظادی» و براندازی 22 بهمن 1357 که برای ممانعت از تغییرات سیاسی در چارچوب قانون صورت پذیرفت. چرا که به دلیل انسان ستیزی استعمار، تأمین منافع استعماری با «خشونت» و «قانونشکنی» پیوندی ناگسستنی دارد.
خر و حقوقبشر!
فوریه 21, 2009

تو همی گفتی که خر رفت ای پسر
از همه گویندگان با ذوقتر
در دفتر دوم مثنوی آمده که صوفیئی به خانقاهی رسید و خر خود به آخور خانقاه برده، آب و علف داد تا بیاساید. خانقاهیان فقیر بودند، خر وی را فروختند و با پول آن بساط طرب بر پا کردند. پس چون به سماع در آمدند، همگی به ضرب مطرب آواز «خر برفت و خر برفت» میخواندند، و آن صوفی نیز به «تقلید از جمع» آواز «خر برفت و خر برفت» سر داده بود. پس چون سپیده دمید، صوفی عزم رفتن کرد و از خادم خانقاه خر خود طلبید. خادم گفت خر تو را فروختند! درویش برآشفت. خادم وی را گفت من چند بار آمدم تا ترا آگاه کنم، دیدم همه میخوانند «خر برفت»، و تو هم با شور و هیجانی بیشتر از دیگران همان میخوانی! پنداشتم تو از فروختن خر آگاهی و خرسند.
نعلین و مادلن!
فوریه 20, 2009

همسوئی تبلیغات عملة سازمان سیا در ینگه دنیا با همکارانشان در رسانههای رسمی حکومت اسلامی، به ویژه در اطلاعات و کیهان کاملاً طبیعی است. چرا که منافع حاکمیت آمریکا در همسوئی کامل با منافع حاکمیت اسلامی در ایران قرار گرفته. بنابراین برای ما تعجبآور نیست که پاسدار شریعتمداری، مخالفان حکومت اسلامی را از زبان سالیوان، جلاد ویتنام مشتی مزدور و خودفروخته بخواند، یا اینکه پاسدار سازگارا همپالکی خود، خامنهای، یک فاشیست پادوی استعمار غرب را «کمونیست» معرفی کند! کل این تبلیغات ساخته و پرداختة سازمان سیا است، و محور اصلی آن انکار نقش آمریکا، در مقام فرماندة سازمان ناتو در کودتای 22 بهمن است.
پاسدار و پارازیت!
فوریه 19, 2009

دو زیردریائی اتمی متعلق به کشورهای فرانسه و انگلستان در اقیانوس اطلس به هم برخورد کردند! البته به آرامی، و تلفاتی هم پیش نیامد. چند روز بعد از این «تصادف آرام» رسانههای غرب هم این خبر را پخش کردند. میدانیم که زیردریائی با کامیون اصغر دیزل تفاوت دارد، به این ترتیب که مسیر حرکت خود را از طریق رادار تعیین میکند نه به دستور پارکابی! حال باید دید چگونه رادار دو زیر دریائی اتمی همزمان از کار افتاده، بدون اینکه هیچیک از آنها اعلام خطر کند! در واقع راداری از کار نیفتاده! رادارها از طریق پارازیت «فریب» خوردهاند.
رضوی فقیه، چماقدار حکومت در بلاد غرب آزاد شد! به گفتة رادیو فردا، مورخ 18 فوریه 2009، رضوی فقیه از سال 1383 تز دکتری مینویسد! اگر نظر ما را بخواهید حضورتان عرض میکنیم که رضوی فقیه مانند هاله اسفندیاری، جهانبگلو و شرکاء وظیفة مقدس «شبکه سازی» در ایران و در کشورهای خارج را بر عهده داشته و از این پس دیگر نمیتواند در ایران به مزدوری برای اربابان اسلامپرست خود ادامه دهد. حال بپردازیم به وبلاگ امروز.