قانون و دامپروری!
ژوئن 30, 2009

با آزاد شدن کارمندان سفارت انگلستان، طرح «جایگزینی» اربابان حکومت اسلامی هم شکست خورد. البته برنامة سر خوردن روی پوست خربزة جادوئی همچنان ادامه دارد! پس یکبار دیگر به «هممیهنان» بسیار آزادیخواه و مدافع دمکراسی «آقا امام زمان» میگوئیم، با شعار مضحک جدائی دین از حکومت و دولت، از تحریف و تخریب شعار «جدائی دین از سیاست» خودداری کنند. بدون جدائی دین از سیاست استقرار دمکراسی امکانپذیر نیست.
«اصولاً آنچه که باید در نظر گرفته شود خداست، نه مردم، اگر صد میلیون آدم، اگر تمام مردم دنیا [...] حرفی میزنند که برخلاف حکم قرآن است بایستید و حرف خدا را بزنید [...] گوش به حرف طبقة مرفه مترقی ندهید [...] خدا ما را موفق میکند[...]»
این مهملات که در «فارسنیوز»، مورخ 8 تیرماه سالجاری انتشار یافته، بخشیاست از هذیانات خمینی، همان امام «روشنضمیر» میرحسین موسوی و شرکاء که در صحیفة امام، جلد 13، ص. 53» نقل شده، و ثابت میکندکه علیرغم چرندیات برژینسکی و اصلاحطلبان، حکومت توحش جمکران یک «تئوکراسی» قرون وسطائی بیش نیست که از هر نظر در تقابل با «انسان» قرار میگیرد. در چنین حکومتی برگزاری انتخابات فقط توهین به مردم است. ولی محفل کودتای 22 بهمن 1357 میپنداشت، با تکیه بر پروپاگاند رسانههای غرب، هوچیگری قلم به مزدهای «تبعیدی» و «اعلام پیروزی» زود هنگام میرحسین موسوی و اشغال خیابانها با مردم معترض میتواند کودتای سپاه پاسداران را پنهان دارد. در واقع هدف اصلی از جنجالی که از روز 23 خردادماه آغاز شد، پوشش دادن به کودتا از طرف عوامل سپاه پاسداران بود. کودتائی که حکومت توحش و ارباباناش در سازمان ناتو پیرامون آن به «توافق» رسیده بودند.
مطرب و مطبخ!
ژوئن 29, 2009

«ابوالفضل فاتح، رئیس کمیتة اطلاع رسانی [...] و تبلیغات ستاد میرحسین موسوی در گفتگو با ایرنا اظهار داشت، به خاطر ممنوع الخروج شدن، امثال بنده [...] از اعتقاد و علاقه به نظام دست بر نخواهند داشت.»
بله ایشان که از عشاق نظام توحش به شمار میروند، برای تبلیغات گروه موسوی از انگلستان راهی تهران شده بودند که گویا به دلیل جنگ زرگری گورکنها با جنتلمنها به صورت نمایشی ممنوعالخروج شدهاند تا در «حنازرچوبه» به «نظام» توحش ابراز عشق بفرمایند. این مزخرفات با کد خبر 564132 در حنازرچوبه، مورخ 6 تیرماه سالجاری انتشار یافته. گفتیم که این روزها بازار عشق و عاشقی رسانهای در جمکران خیلی داغ و گرم شده. اکبر بهرمانی «عاشق» خامنهای میشود؛ فاتح هم عاشق نظام. این است «وودستاک» گورکنها: ابراز عشق به خشونت! از «رهبر» خشونت گرفته تا «نظام» خشونت. موسیقی متن این خیمهشببازی مهوع هم زوزه و روضه و سوگواری در مسجد برای بهشتی و همراهان است که توسط نظام مقدس با بمب «تصفیه» شدند. پس بپردازیم به «وودستاک» اصلی و جون بائز.
«جون بائزی» که در سال 1969 در وودستاک حضور یافت، در سال 1999 با حضور در نفربرهای ارتش آمریکا در یوگسلاوی در واقع مرگ خود را اعلام داشت و به خیل «مطربهای پنتاگون» پیوست. البته عجیب نیست، ولی بسیار تأسفآور است. تأسفآورتر «کلیپ» ایشان برای «پیروزی» است که در «آشپزخانه» و در کنار «فر» و «کتری»، «قابلمه» و … اجرا شده. جای سطل زباله چقدر خالی بود! ذوق تهیه کننده، فیلمبردار و مجری به راستی که ستودنی است. ما «پیروزی در آشپزخانه» را نمیخواهیم، «با شما» هم نمیمانیم. و باز هم تکرار میکنیم، منافع ملی ایرانیان در تضاد با منافع محافل ینگهدنیا قرار میگیرد، با هنرمند، با مطرب پنتاگون و به ویژه با آنان که چامسکی «گلة روشنفکران» لقب داده.
رومئو و «رهبر»!
ژوئن 28, 2009

آنچه امروز از توحش، وقاحت، ابتذال، فریب و نیرنگ حکومت اسلامی در داخل و خارج مرزها در برابر دیدگان جهانیان قرارگرفته، چهرة واقعی حکومت اسلامی یا بهتر بگوئیم چهرة ارباباناش در غرب است. اینان میکوشند جهت نجات حکومت محتضر طالبان شیعیمسلک جمکران برایاش در خارج «دشمن»، و در داخل «مخالف دروغین» دست و پا کنند. این در حالی است که رسانههای جمکران همچون مهرنیوز، از ابراز عشق اکبر بهرمانی به خامنهای خبر میدهند! بله مقامات حکومت آبمنگلها پس از کشت و کشتاری که به راه انداختند، چشمشان که به خون و جسد افتاد به دو دسته تقسیم شدند. موسوی گویا همچنان به «مخالفت» ادامه میدهد تا «مراجع» را بجای قانون و شورای نگهبان بنشاند، ولی اکبربهرمانی پیرانه سر یاد جوانی کرده آتش عشقاش زبانه کشید؛ شیفته و فریفتة رهبری شد. بعد هم اعلام داشت، «میک لاو، نات وار!»
در پی شکست کودتای سازمان ناتو و نوکراناش در حکومت اسلامی، «جاهل» یا همان واشنگتن، از جرگة دشمنان حکومت توحش خارج شده جای خود را به متحداناش در اتحادیة اروپا به ویژه به انگلستان، فرانسه، ایتالیا و سوئد سپرد. سوئد، کشوری است که بزودی ریاست دورهای اتحادیة اروپا را به مدت ششماه بر عهده خواهد گرفت. و این است دلیل دخالت اعضای اتحادیة اروپا در مسابقات مارگیری؛ این است دلیل «پارسیدن» احمدینژاد و «ساتاس» و همین است دلیل اشغال «ناخواستة» سفارتخانه گورکنها در استکهلم، تحت نظارت پلیس سوئد!
گفتیم که پس از برگزاری مراسم مهوع شبه انتخابات و شکست پروژة براندازی، «نظام مقدس» دست پروردة سازمان سیا در تمامیت خود متزلزل شده و اربابان این حکومت در سازمان ناتو نهایت امر ناچار خواهند بود با لولوی دستساز خود، احمدینژاد بر سر میز مذاکره بنشینند. ولی از آنجا که سازمان مرگپرور ناتو سیاستی خارج از ایجاد بحران، جنگ و خشونت و تنش نمیشناسد، سران این سازمان جنایتکار تمام «نبوغ» خود را به کار گرفتند و به اصطلاح «پولیتیک» زدند تا دکان دشمنپروری نوکرانشان در جمکران تعطیل نشود. به این ترتیب بود که به مصداق «کله پز برخاست سگ جایاش نشست»، «جنتلمن» نزولخور لندن جای «جاهل» واشنگتن را گرفت. همچنانکه گفتیم آمریکا ناچار است با نوکراناش در جمکران باب مذاکره را بگشاید. و اگر چنین شود حکومت جمکران بیدشمن میماند و کارش زار خواهد شد. در نتیجه انگلستان، آلمان و فرانسه، شرکتکنندگان اروپائی نشست گوادالوپ برای ایفای نقش دشمن بجای گاوچرانها نشستند. به همین دلیل در روزهای اخیر شاهد یک ترفند زیرکانه در «سیاست انسداد» بودیم. ترفندی که از فرضیة فروید پیرامون عملکرد ضمیرناخودآگاه بهره میگیرد.
دروغپرستان!
ژوئن 27, 2009

«خشم و سنگدلی و درشتی و زور مرا به ستوه آورد[...] میپرسم، ای اهورا! چه باشد سزای آن بدکنشی که جز به آزار چارپایان، کارگران و کشاورزان مایة زندگی خویش نیابد و از برای دروغپرست شهریاری فراهم آورد؟»
یسنا، 29، 31، بندهای 1 و 15.
سه ماه پس از تهاجم وحشیانة ارتش ناتو به کشور یوگسلاوی، این ارتش در تاریخ سوم ژوئن 1999، به دولت صربستان اعلام آتش بس داد و «جون بائز»، خوانندة معروف آمریکائی را دیدیم که در نفربرهای ارتش آمریکا در خیابانهای یوگسلاوی ویران جولان میداد و برای «پیروزی» جشن گرفته بود. البته برنار هانری لوی، یکی دیگر از اعضای محفل «پیروزی» کذا هم در محل حضور یافت و یک مستند کشکی نیز سرهم کرد. در این مورد پیشتر توضیح دادهایم و به واکنش منفی سوزانسونتاگ، نوآم چامسکی و دیگر روشنفکران صلحطلب آمریکا به این تهاجم وحشیانه نیز اشاره کردهایم. امروز همین جون بائز، با یک تصنیف نیمه انگلیسی و نیمه فارسی زود، سریع، فوری از «جنبش مدنی» ایران نیز حمایت کرده!
«کدام است بزرگتر؟ پیرو راستی یا آنکه به دروغ گروید؟ دانا باید دانائی را بیاگاهاند. مبادا نادان پس از این بفریبد. مبادا کسی از شما به گفتار [...] دروغپرست گوش دهد. چه او به خانومان و روستا و کشور ویرانی و تباهی دهد.»
یسنا، 31، بندهای 17 و 18
پیش از کودتای ژنرال هویزر که در پناه تظاهرات خیابانی، عنوان «انقلاب پرشکوه اسلامی» بر خود گذارد، همه ساله در اواخر اسفندماه، یکی از کفاشیهای معروف رم در «ویا ونهتو» برای خوشامد مشتریان ایرانی خود یک تابلوی «عید شما مبارک» در ویترین خود میگذاشت و ما هم از اینکه فرهنگ و تمدن ایران تا ویترین کفاشیهای معروف شهر رم «نفوذ» کرده احساس غرور نموده، بدون خوردن پرتقال به ایرانی بودن خود بسی «افتخار» میکردیم. این جریان همچنان به راه بود تا اینکه جیمی کارتر به ایران آمد و یک بیت شعر سعدی برایمان «تلاوت» کرد و متوجه شدیم سازمان سیا هم دل در گروی ادبیات فارسی دارد! ولی نمیدانستیم این عشق و دلدادگی به جون بائز هم سرایت میکند و ایشان که از «وودستاک» گذارشان به نفربرهای ارتش آمریکا در یوگسلاوی افتاده بود، امروز همصدا با طالبانپروران اتحادیة اروپا «مدافع جنبش مدنی در ایران» میشود و برایمان «ما یه روز پیروز میشیم» سر میدهد.
«ندای» مرگ!
ژوئن 26, 2009

برای ما دمکراسی و آزادی فقط در چارچوب مفاد اعلامیة جهانی حقوقبشر میتواند محقق شود، در نتیجه صفوف ما از «فاشیست ـ مسلمانها» و دیگر گروههای تقدسپرور «دینی» و «بومی» و «عقیدتی» جدا خواهد بود.
«کلیه قوانین و مقررات مدنی، جزائی، مالی، اقتصادی، اداری، فرهنگی، نظامی، سیاسی و غیر اینها باید بر اساس موازین اسلامی باشد. این اصل بر اطلاق یا عموم همة اصول قانون اساسی و قوانین و مقررات دیگر حاکم است و تشخیص این امر بر عهدة فقهاء شورای نگهبان است.»
این اصل چهارم قانون اساسی جمکران، شاهکار حقوقدانان برجستهای چون صدرحاج سیدجوادی و کاتوزیان است که به ما میگوید در ایران، چارچوب انسانستیز اسلام طبق تفسیر جیرهخواران کارخانة رجالهپروری بر همة اصول قانون اساسی و قوانین و مقررات دیگر میباید حاکم باشد. و به همین دلیل، پس از شکست کودتای 22 خرداد، اربابان حکومت اسلامی راه سوم کودتا را با توسل به شعار پوچ «آزادی جامعه از فشار مذهب» در پیش گرفتهاند.
«آزادی جامعه از فشار مذهب» و «دفاع از خود» شعارهای پوچ راه سوم کودتا است. هیچکس با آزادی جامعه از فشار مذهب و دفاع از خود مخالفتی نخواهد کرد، ولی هیچکس نمیداند زمانیکه جامعه از فشار مذهب رها شود، چه پدیدهای جایگزین آن خواهد شد. همچنانکه گفتیم در عرصة سیاسی «فضای تهی» وجود ندارد، چرا که سیاست عرصة «واقعیات» است. در نتیجه میتوان بجای فشار مذهب، فشار میهن را بر جامعه تحمیل کرد! هم مذهب و هم میهن با «پرستش» و «مرگ» ارتباطی تنگاتنگ دارند. به این ترتیب پرستش «دینی» جای خود را به پرستش «بومی» خواهد سپرد و ما ملت از «حماسة کربلا» به «حماسة فردوسی» میرسیم. خلاصة مطلب اعضای سازمان ناتو اجازة خروج از حماسه را برای ملت ایران به هیچ عنوان صادر نمیکنند. چرا که حماسه مانند «اسطوره» انسانستیز و منطقگریز است و همواره در تقابل با حاکمیت دمکراتیک قرار میگیرد. میدانیم که «دمکراسی»، بنا بر تعریف «انسانمحور» است.
«ندا» و پروپاگاند!
ژوئن 25, 2009

امروز هم بدون در نظر گرفتن واقعیت یا صحنهسازی ماجرای «ندا» به بررسی پروپاگاند برخاسته از آن ادامه خواهیم داد. چرا که از نظر سیاسی، واقعیت این ماجرا در قیاس با پروپاگاندی که بر اساس آن ساخته و پرداخته شده اهمیت چندانی ندارد. پروپاگاند برای هدایت افکار عمومی در «مسیرمطلوب» و جهت دستیابی به اهداف ویژه به راه میافتد. حال باید پرسید، اهداف استعمار در ایران چیست؟ تشویق تقدس، مرگپرستی و از همه مهمتر سرکوب مطالبات انسانی مردم ایران. پس ابتدا نگاهی داشته باشیم به تحرکات به اصطلاح مخالفان خامنهای و شعارها و بیانیههائی که از روز 23 خردادماه در بوقهای استعمار گذاشته شده تا ببینیم جنجالی که بر فضای اجتماعی کشورمان سایه افکنده فقط برای انحراف افکار عمومی است.
نخستین پیامد شبهانتخابات جمکران در واقع «قانونشکنی» میرحسین موسوی بود که پیش از اعلام نتایج انتخابات توسط وزارت کشور پیروزی خود را اعلام داشت و پس از اعلام رسمی این نتایج خواهان ابطال انتخابات شده، تجمع غیرمجاز به راه انداخت و طرفداراناش نیز به پایگاه بسیج حمله کردند. البته حضرات ادعا میکنند، مسلح نبودهاند و حمله به پایگاه بسیج کار طرفداران متمدنشان نیست. ولی ما حضورشان بگوئیم که خارج از «اوباشالله» پیرو خطامام، مجاهدین انقلاب اسلامی، یعنی همان دارودستة بهزاد نبوی هم مسلحاند. پیش از ادامة مطلب یک اصل مهم را به خاطر داشته باشیم که «مردم عادی» هرگز در یک تجمع مسالمتآمیز به اماکن عمومی حمله نمیکنند. در یک تجمع مسالمتآمیز هرگز خشونت از طریق شعار تشویق نمیشود و از همه مهمتر تظاهرات مسالمتآمیز نیاز به «مجوز وزارت کشور» دارد. و تا آنجا که ما به یاد داریم وزارت کشور برای هیچ گروهی مجوز تظاهرات صادر نکرده بود. در نتیجه، اگر طبق فرمایشات رهبر فرزانه همه موظف به رعایت «قانون» بودند، میرحسین موسوی، شیخ کروبی و همة کسانی که از 23 خردادماه سالجاری با صدور بیانیه مردم را به تجمع غیرمجاز دعوت کرده، آنان را رو در روی نیروهای انتظامی قرار دادهاند، میبایست در برابر همان قانون پاسخگوی اعمال خود باشند. چرا که این اعمال به خسارت جانی و تخریب اموال عمومی نیز منجر شده.
ندا و راه سوم!
ژوئن 24, 2009

امروز میپردازیم به بررسی منطقی ماجرای مرگ «ندا»، چرا که این ماجرا ـ واقعی یا ساختگی ـ به ابزار فاشیسم برای ایجاد «تمرکز بر یک نقطه» تبدیل شده. به عبارت دیگر همه پیرامون فردی به نام «ندا» که «طرفدار آزادی» بود به «اجماع» رسیدهاند.
همچنانکه در وبلاگ «ندا و آزادی» گفتیم، گروه «موسوی ـ کروبی» میپندارد با توسل به سکة جادوئی «سوگ و سرکوب» میتواند مانند گذشته «معجزات» کرده و یک براندازی دیگر در پوشش «وحدت کلمه» سازمان دهد. دلیل پافشاری فعلة فاشیسم بر «اجماع» همین است و بس. از فواید «اجماع» یکی اینکه با توسل به شیوة فاشیستی «تمرکز بر یک نقطه»، گروههای مختلف مردم را بر چند «شعار پوچ» و «کلی» متمرکز کرده، آنان را از طرح «مجموعه مطالبات» انسانی خود باز میدارد. همچنانکه در بهمنماه 1357 دقیقاً چنین شد. تحریک احساسات مردم از طریق اعمال «خشونت» عامل اصلی جهت تحقق شرایط سحرآمیز «تمرکز بر یک نقطه» به شمار میرود.
واکنش مردم نسبت به خشونت چیست؟ نفرت، ترس و نهایتاً خشونت. دلیل «شهادت طلبی» فعلة فاشیسم و اعمال خشونت حکومت در واقع تحقق شرایطی است که «تمرکز بر یک نقطه» را ممکن میسازد. همچنانکه در سال 1357، مردم را با اعمال خشونت پیرامون «نفرت از شاه» بسیج کردند و با شعار پوچ «استقلال، آزادی»، استقرار حکومت خردستیز «جمهوری اسلامی» را «هدف» ملت ایران جلوه دادند. و ما ایرانیان برای آنکه از بازتولید شرایط جادوئی 22 بهمن جلوگیری کنیم لازم است با تکیه بر مطالبات انسانی و صنفی از ذوب شدن در جمع فاشیستهای بحرانپرست جمکران بپرهیزیم.
«ندا» و آزادی!
ژوئن 23, 2009

«[...] به نظر میرسد طرفداران آقای موسوی ندا را به او ربط دادهاند[...] ندا هرگز طرفدار هیچیک از ایندو گروه نبود، ندا خواهان آزادی بود، آزادی برای همه [...]»
«ندا» آقاسلطان، مانند هزاران ایرانی دیگر نه تنها قربانی جنگ زرگری بین دو جناح تبهکار طایفة آبمنگل شده، که دارودستة میرحسین موسوی تصاویر دلخراش مرگ نابهنگاماش را نیز به ابزار تبلیغات بیشرمانة خود تبدیل کردهاند:
«[کاسپین ماکان، نامزد ندا در گفتگو با بخش فارسی بیبیسی گفت] وقتی این اتفاق افتاد ندا از درگیریها دور بود در خیابانهای فرعی نزدیک امیرآباد بود [...] در ماشین نشسته بود، از گرما و خستگی پیاده میشود و [...] و بعضی از سایتها ازجمله آیریپورت عکسی از یک دختر خانم با علامتهای سبز در تظاهرات قبل از این درگیری [...] گذاشته بودند و گفته بودند که عکس ندا قبل از درگیری است. در حالیکه این تصاویر ربطی به ندا ندارد [...] به نظر میرسد طرفداران آقای موسوی ندا را به او ربط دادهاند[...] ندا هرگز طرفدار هیچیک از ایندو گروه نبود، ندا خواهان آزادی بود[...]»
این بخشی است از سخنان کاسپین ماکان، نامزد «ندا» که در سایت «بیبیسی»، مورخ اول تیرماه سالجاری منعکس شده و نشان میدهد میرحسین موسوی و دارودستهاش تا چه حد برای رونق بازار خود نیازمند جسداند. به دلیل بحرانی که آبمنگلها به راه انداختهاند، نه تنها ندا جان خود را از دست داد که خانوادهاش هم نتوانستند برای او مراسم سوگواری برپا کنند. این سرکوب و خشونتی است که در پی شکست طرح کودتای 40 میلیون نفری بر ملت ایران تحمیل میشود. سرکوبی که رهبری آنرا اعضای سازمان ناتو و به ویژه ایالات متحد، آلمان، فرانسه و انگلستان، شرکت کنندگان در نشست گوادالوپ برعهده دارند.
طاعون یا وبا؟
ژوئن 22, 2009

«مشکل اصلی زنان، به گفتة موسوی، تصویری است که اینان از نقش اجتماعی در ذهن خود دارند [...] باید این تصویر غلط تغییر کند. به این ترتیب دیگر مشکل عدم تساوی حقوق وجود نخواهد داشت.»
منبع: سایت فرانسه زبان «تریبون آزاد»، مورخ 15 ژوئن 2009
شایع کردهاند که 40 میلیون ایرانی در شبهانتخابات حکومت جمکران شرکت کرده و اکثریتشان هم به چنین موجود ابلهی رأی دادهاند. ما را تا این حد کودن پنداشتهاید؟!
«جنبش مدنی»، روی به زندگی و آینده دارد نه روی به مرگ و شهادت. ایجاد آشوبهای خیابانی و برپائی مراسم سوگواری و شهیدپرستی دو روی یک سکهاند: تحریک افکار عمومی و سرازیر کردن اشک تمساح جهت به بیراهه کشاندن مطالبات واقعی مردم. گورکنها سه دهة پیش با توسل به همین سکة جادوئی به کودتای 22 بهمن پوشش مناسب دادند و میپندارند امروز هم سکة کذا برایشان «معجزه» خواهد کرد. البته ما حضورشان عرض میکنیم که سخت کور خواندهاند. دکان عزاداری و مردهخوریشان را باید تعطیل کنند.
همچنانکه گفتیم مهمترین «معجزة کودتا» واژگوننمائی است. در پی جایگیر شدن این دروغ بزرگ که 40 میلیون ایرانی «عاقل» و «بالغ» و دانا در مراسم مارگیری جمکران شرکت کردهاند، یک جناح از طایفة آبمنگل، به رهبری خامنهای به «خط امام» بازگشته و به شاخ و شانه کشیدن برای اربابان در غرب پرداخته. بله اینچنین بود که امروز پاسدار اللاریجانی، غلامبچة سفارت، ولینعمت خویش در لندن را به دلیل دخالت در امور کشور ایران سرزنش فرمود. ولی هیچ سخنی از بالا کشیدن یک میلیارد و ششصد میلیون دلار از دارائیهای ملت ایران به میان نیامد! پاسدار علیکوچیکه برخلاف ارباباناش خیلی نظربلند است، به مال دنیا اهمیتی نمیدهد. اصولاً طایفة آبمنگلها اهل معنویتاند. اهمیت دادن به مادیات در شأن اینان نیست. «لیبرال دمکراسی شکست خوردة غرب» و «سوسیالیستهای شکست خوردة شرق» به مادیات اهمیت میدهد؛ «حکومت اسلامی»، نه شرقیه و نه غربی، «نوکر امپریاسه.»
موشک و خربزه!
ژوئن 21, 2009

بالاخره روسیه موفق شد آمریکا را رسماً به معرکة آبمنگلها جهت طرفداری از میرحسین موسوی وارد کند! این چرخش سیاسی دولت آمریکا به دلیل شکست برنامة «خودبراندازی» حکومت اسلامی صورت گرفت. شکستی که با سخنرانی دیروز علی خامنهای، بر «ولایت فقیه» نقطة پایان خواهد گذارد.
«یک حس درونی به من میگوید ایران خواستار [...] دستیابی به سلاح هستهای است[...] طرز برخورد با کشورهائی که دارای سلاح هستهای هستند و کسانی که از این سلاح برخوردار نیستند کاملاً متفاوت است. [البرادعی] به عنوان مثال به کرة شمالی اشاره کرد که برای رفع مشکلات به میز مذاکره دعوت میشود و صدام حسین که در عراق اعدام شد [...] برای تهران سلاح هستهای راهی برای جاه و مقام، قدرت و پرستیژ است[...]»
منبع: نووستی، مورخ 27 خردادماه سالجاری
این بخشی است از سخنان احمقانة البرادعی که در مصاحبه با رسانههای غرب ایراد شده و در واقع تداومی است منطقی بر مقالة «نوول اوبسرواتور» که در وبلاگ «خط لولة مشارکت» به آن اشاره داشتیم. اعضای ناتو برای حفظ بحران، تهدید همزمان اسرائیل، اعراب و به ویژه روسیه خواهان تجهیز حکومت اسلامی به سلاح هستهایاند. با اعلام مواضع نوین ایالات متحد به نظر میرسد این طرح رویائی «لولوسازی» با شکست روبرو شده باشد.