پتروپارسیدن!

آگوست 31, 2009

در راستای تداوم «سیاست انسداد» و تأمین شرایط مناسب جهت ممانعت از استقرار صلح در منطقه، و به ویژه در راه گسترش دامنة جنگ به ایران،‌ گورکن‌ها رویای بازگشت به دوران توحش خمینی و انزوای سیاسی ایران را در ذهن علیل خود می‌پرورانند. پیشتر این سیاست از طریق اشغال فرمایشی سفارت آمریکا در تهران اعمال شد؛ اینک قرار است سفارت انگلستان جایگزین سفارت آمریکا شود. در همین راستا، سردبیر «آفتاب یزد» ضمن فضولی به امور چین و روسیه، به سینه زنی برای «غرور» و«حیثیت»‌ ایرانی مشغول شده به وزیر امورخارجه دستور «برخورد با انگلستان» ‌صدوریده.

بله، از آنجا که ایالات متحد در ایران سفارتخانه ندارد، برای حفظ منافع اسرائیل و تداوم سرکوب فلسطینی‌ها،‌ ریزه‌خواران خود را در جمکران به اشغال «سفارت انگلستان»‌ تشویق می‌کند. می‌دانیم که طبق مقرارت بین‌المللی تهاجم به سفارت هر کشور، تهاجم به خاک آن‌کشور تلقی خواهد شد. همچنین می‌دانیم طبق مقررات سازمان ناتو، در صورت تهاجم به یک کشور عضو همة اعضاء موظف به دفاع از آن کشور هستند. و از همه مهم‌تر به یاد ‌داریم که هدف سازمان ناتو تجزیة ایران و حضور نظامی در سواحل خزر است. با در نظر گرفتن این مسائل می‌توان به پیام واقعی سرمقالة روزنامة «آفتاب یزد»، مورخ هفتم شهریورماه 1388 پی برد. این رسانه ضمن دخالت آشکار در امور داخلی چین و روسیه، «نبرد با انگلستان» را نیز توصیه می‌کند. روشن‌تر بگوئیم، آنگلوساکسون‌ها باز هم در شیپور شعار پر برکت «نه شرقی، نه غربی» می‌دمند.

البته از آنجا که این روزها اتحادجماهیر شوروی وجود ندارد، سردبیر آفتاب یزد وکیل مدافع مسلمانان در خاک روسیه شده. از سوی دیگر،‌ به دلیل 1500 میلیارد دلار بدهی دولت آمریکا به چین، دفاع از حقوق مسلمین در اینکشور نیز «وظیفة شرعی» سردبیر رسانة‌مذکور شده. و شاهدیم که وزارت ارشاد گوسفندان و به ویژه ساواک جمکران هیچ مزاحمتی برای این قماش «آزادی بیان» فراهم نمی‌آورند. در حکومت جمکران، «آزادی بیان» افراد وگروه‌های ریزه‌خوار استعمار هرگز تهدید نمی‌شود، چرا که «بیان» اینان در خدمت قانون‌شکنی و ایجاد هرج‌ومرج قرار دارد و هرج‌ومرج همواره منافع غرب را تأمین می‌کند.

Read the rest of this entry »

امپراتوری باورها!

آگوست 30, 2009

«امپراتوری باورها» مکانی است نامرئی که در توهم فاشیست‌ها وجود دارد. در این سرزمین جادوئی «ذهن» و «ضمیر» شما را به زنجیر می‌کشند. به شما می‌گویند چه باید بیاندیشید و چه باورهائی برای‌تان مجاز است، درست مثل حکومت اسلامی. ولی نوع دیگری از امپراتوری باورها ناکجاآبادی است که در آن پرتو نوری‌علا، به بهانة طرفداری از آزادی زنان به جنگ باورها می‌رود:

«از نظر من تا زمانی که با ریشة‌ باورها و اعتقادات فرهنگ سنتی و مذهبی ما برخوردی قاطع نشود [...]‌ زنان به حقوق‌انسانی و مطالبات خود دست نخواهند یافت [...]»
منبع: اخبارروز، مورخ 3 شهریورماه‌سالجاری

این است آن‌روی سکة عوامفریبی و عوام‌گرائی! پرتو نوری علاء همان مزخرفات مهرانگیز کار و سپیده ‌صلح‌جو، ‌ شارلاتان‌های توده‌پرست را دقیقاً تکرار می‌کند تا «باورها» و توهمات را جایگزین «قانون» کند. در واقع ایشان داش‌صفارمؤنث جمکران‌اند. داش‌صفار موطلائی تلویحاً به ما می‌گوید، در غرب زنان به این دلیل به حقوق‌انسانی خود دست‌یافته‌اند، که باورهای سنتی تغییر یافته نه قوانین!

ما در هیچیک از تظاهرات مخالف‌نمایان حکومت اسلامی در غرب شرکت نکرده و نخواهیم کرد. همچنانکه بارها در این وبلاگ گفته‌ایم از نظر ما احمدی‌نژاد و خامنه‌ای هیچ تفاوتی با موسوی و خاتمی ندارند. اینان همگی سر در آخور استعمار دارند. این حکومت یک مجموعة دست‌نشانده و منسجم است و فقط برای سرکوب مردم، بخشی از آن با بخش دیگر جنگ زرگری به راه انداخته تا مخالفان فرضی‌اش‌، همچون صانعی و موسوی و خاتمی و منتظری بتوانند به تبلیغ اسلام و خط‌امام مشغول شوند. «حماسة دوم خرداد»‌ ویراست قدیم همین سیاست مزورانه برای سرکوب ایرانیان بود. ما بارها گفته‌ایم و باز هم تکرار می‌کنیم، در هیچ حرکت انحرافی شرکت نمی‌کنیم و به بهانة مخالفت با احمدی‌نژاد با هیچیک از گروه‌های غیر‌دمکراتیک هم‌صدا نخواهیم شد.

Read the rest of this entry »

شکاف عقلانی!

آگوست 29, 2009

سه دهة پیش سازمان سیا برای ایجاد «کمربند سبز» و محاصرة شوروی سابق با حکومت‌های اسلامی، کودتای مخملین 22 بهمن 1357 را سازمان داد و در دو مرحله روابط آمریکا و اسرائیل را با حکومت دست‌نشاندة اسلامی به «روابط پنهان» تبدیل کرد. ابتدا شیخ مهدی بازرگان، نخست‌وزیر خیابانی کودتای کذا سفارت اسرائیل را تعطیل کرد، و در پی آن، پس از دیدار با برژینسکی در الجزایر زمینه‌ساز اشغال سفارت آمریکا در تهران شده، بعد هم استعفا داد. خلاصه قرار شد گورکن‌ها با اربابان خود در ظاهر قهر کنند. و سازمان سیا امروز قصد گسترش همین سیاست را دارد منتهی از طریق آشتی با نوکران وفادار خود. این سازمان جنایتکار می‌کوشد طالبان پروری را در چارچوب روابط دوستانه با مزدوران همیشه درصحنة‌ خود به منطقة قفقاز نیز بکشاند. قطار «ایران ـ پاکستان ـ ترکیه» به همین منظور «سوت» کشیده.

نصب سپر دفاعی ایالات متحد در اروپای شرقی منتفی شد! می‌دانیم که پنتاگون به‌ بهانة‌ مقابله با خطر نوکران‌اش در جمکران و در واقع فقط جهت تهدید روسیه قصد داشت در کشورهای چک و لهستان سپر دفاعی نصب کند و به همین منظور گاردین، هاآرتز، جروزالم پست و نیویورک‌تایمز تلاش می‌کردند یک بمب زیر عبای رهبر فرزانه بگذارند و با یک بمب، دو الاغ مردة لازار را زنده کنند. هم حکومت جمکران از خاک ذلتی که بر آن فروافتاده برخیزد و هم دولت نتانیاهو. از آنجا که چنین آرزوئی برآورده نشد، وال‌ستریت‌جورنال، بوق «روپرت مردخای» به فوت کردن در آستین پارة‌ «انقلاب و اتحاد میلیونی ملت مسلمان ایران» پرداخته،‌ ‌تلویحاً می‌گوید، «آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند!» این پروپاگاند مهوع و گوساله‌پسند که در«مهرنیوز»، مورخ 6 شهریورماه 1388 نیز منتشر شده، تلویحاً می‌گوید که اگر‌ ابرقدرت آمریکا نتواند از عهدة حکومت «قدرقدرت» جمکران برآید، شما ملت ایران باید در برابر این حکومت تسلیم محض باشید!

Read the rest of this entry »

هزارکژراهه!

آگوست 28, 2009

«دین اسلام، دین کامل الهی است و در آن آزادی عقیده و بیان چنان روشن و واضح است که قرآن کریم در مورد اصل پذیرش دین می‌فرماید: لا اکراه فی‌الدین[...] یعنی زور و اجباری در پذیرش دین نیست[...]روش رسول خدا [...] اینگونه بوده که مردم در کمال آزادی [...] در بارة مسائل انتقاد و اظهار نظر نمایند. بزرگ‌ترین ظلم به اسلام عزیز رفتار مستبدانه با مردم تحت عنوان حکومت دینی و اسلامی است.»
منبع: فقیه عالیقدر

نمی‌دانستیم گرویدن به دین «آزادی بیان و عقیده» شمرده می‌شود! ولی می‌دانستیم آخوند منتظری و همپالکی‌های‌شان در «بی‌بی‌سی» این روزها سخت نگران «اسلام عزیز» و کسادی بازار «مرگ» شده‌اند.

شعار«مرگ بر دیکتاتور»، ‌ موذیانه‌ترین شعاری است که برای انحراف جنبش‌مدنی و جهت ایجاد «اجماع» پیرامون «مرگ» تبلیغ می‌شود. ما هیچ توافقی با گروه‌های مرگ‌فروش نخواهیم داشت. ما خواهان استقرار دمکراسی و حاکمیت قوانین انسان‌محور در ایران بجای احکام توحش الهی هستیم. آرمان مبارزان مشروطه را به یاد داشته باشیم‌: قانون بجای شریعت.

جبهة استعمار برای طرفداری از شریعت و خط امام در داخل و خارج از مرزهای کشور روز به روز گسترده‌تر می‌شود. برای نجات «نظام مقدس چاه‌ جمکران»، ‌ بنیامین‌نتانیاهو و رکساناصابری نیز جهت تطهیر حکومت اسلامی در دوران خمینی، به «جنبش سبز» میرحسین موسوی پیوستند. همزمان سندیکاهای کارگری انگلستان و چند خاخام خودفروخته «ضداسرائیل» ‌از آب درآمدند. و از همه مهم‌تر آخوند منتظری «آزادی بیان» را در «لا اکراه فی‌الدین» رؤیت کردند.

می‌دانیم که جنگ‌طلبان اسرائیل و حکومت اسلامی سر در آخور مشترکی دارند. آخوری که صلح منطقه‌ای موجودیت‌اش را تهدید می‌کند. خلاصه بگوئیم لازم است «شرایط ویژه» بر کل منطقه حاکم باشد تا تفنگ‌فروشان سازمان ناتو بتوانند جیب‌شان را پر کنند. برای تحقق این امر خیر‌،‌ دوام و بقای نظام توحش در ایران برای منافع اسلام‌پناهان اسرائیل‌پرست حیاتی است. چرا که این حکومت نکبت و ادبار اگر برای ملت ایران جز فقر و فاجعه هیچ دستاوردی نداشته، سه دهه است نان‌ اربابان بنیامین‌نتان‌یاهو را در لندن واشنگتن در روغن انداخته.

Read the rest of this entry »

در رابطه با یکی از مطالب سایت نووستی،‌ چندی پیش پیامی به این مضمون ارسال کردم که «برگزاری انتخابات در یک تئوکراسی مفهومی ندارد.» نووستی، مورخ 4 شهریورماه 1388،‌ در بخش «نامه‌های شما»، واکنش آقای مجتبی مقدم به پیام مذکور را تحت عنوان «در جواب خانم ناهید رکسان» منتشر کرده که وبلاگ امروز را به پاسخگوئی به مسائل مطرح شده در آن اختصاص خواهیم داد.

پیام آقای مقدم سه بخش متفاوت دارد، ‌ در بخش نخست ایشان با «اطمینان کامل» از «بی‌اطلاعی» نویسندة‌ این وبلاگ «از اسلام» تأکید دارند و می‌گویند، این صحبت‌ها در مورد کلیسای کاتولیک قرن 17 می‌تواند صادق باشد، نه در مورد اسلام. ایشان سپس توصیه می‌کنند،‌ به قرآن مراجعه کنید تا ببینید در آن آیات زیادی در مورد شورا وجود دارد. در بخش دوم، پیام آقای مقدم از مرحلة اطمینان دور شده پای به عرصة تزلزل و «احساس» می‌گذارد. در این مرحله ایشان «احساس» می‌کنند، پیام من به دلیل «بی‌اطلاعی» از حکومت اسلامی و مبانی «جمهوریت» نظام اسلامی ایران است. و نهایت امر در بخش سوم آقای مقدم که همچنان در عرصة احساس سخن می‌رانند، نویسندة این وبلاگ را «منطقی» و «اهل مطالعه» دانسته، ‌ می‌فرمایند پس به اسلام شیعه اتهام نزنید، چرا که 180 درجه با مسیحیت کاتولیک تفاوت دارد!

Read the rest of this entry »

در تأئید مطالب پیرامون خیانت محمد مصدق تکرار می‌کنیم، «سیاستی که به زیان منافع ملی باشد خیانت است.» در همین راستا کلیة سیاست‌های دولت مصدق، به ویژه انحلال مجلس با توسل به رفراندوم در همین چارچوب قرار می‌گیرد. مصدق در واقع زمینه‌ساز کودتای 28 مرداد 1332 بود،‌ نه قربانی آن. جنگ زرگری آخوندها و جبهة ملی دقیقاً برای پنهان داشتن همین واقعیت به راه افتاده. البته با پوزش از برادران داس‌الله که نقش اساسی‌شان در این کودتا نادیده گرفته شد! جار و جنجال پیرامون «شکنجه» در سازمان سیا مگر می‌گذارد کسی حواس داشته باشد؟! بله اینروزها اعتراض به شکنجه آخرین مدروز شده. و می‌بینیم که آخوند کروبی هم نان را به نرخ مدروز زهرمار می‌کند.

هدف از جنجال آخوند کروبی پیرامون شکنجه و تجاوز در زندان به راه انداختن یک نمایش مهوع تلویزیونی از شکنجه‌شدگان «فرضی» است، اینهمه جهت تکمیل نمایش نفرت‌انگیز اعتراف‌گیری. مسئله‌ای که به صورت منطقی مطرح می‌شود این است که بینندة این صحنه‌های وحشیگری هرگز نمی‌تواند بداند، فردی که «اعتراف» می‌کند در توطئه دست داشته، همدست حکومت‌ است یا از ترس اعتراف می‌کند. به عنوان نمونه، امکان اینکه بدانیم اعتراف امثال ابطحی بخشی از توطئة حکومت آب‌منگل‌هاست وجود ندارد. چرا؟ چون گذشته از رسوائی قوة قضائیة جمکران و شیوة رایج اعتراف‌گیری این بنیاد ضدبشری ‌هیچ اسناد و شواهد معتبری در دست نیست که ثابت کند این حکومت ابطحی را واقعاً مجرم می‌شناسد. به همچنین است در مورد کسانی که قرار است اعتراف کنند که به آنان تجاوز شده. از کجا بدانیم کسی که در برابر دوربین تلویزیون ادعا می‌کند مورد تجاوز قرار گرفته همان کسی است که به او در واقع تجاوز شده است؟

همچنانکه پیشتر هم گفته‌ایم، در دمکراسی‌های غرب که از دوران توحش «ارزش‌های مقدس» گذر کرده‌اند، افرادی که خارج از زندان و به صورت اتفاقی هم مورد تجاوز قرار می‌گیرند حاضر نیستند «تجاوز» را به ابزار خودنمائی در ملاءعام تبدیل کنند. ولی ظاهراً در حکومت آب‌منگل‌ها، در راه نهادینه کردن توحش و ابتذال و خشونت همة هنجارهای انسانی «واژگون» جلوه داده می‌شود. در نتیجه کسی که مورد تجاوز قرار می‌گیرد در کمال «آرامش» کاری را انجام می‌دهد که در حالت عادی «انسان» از انجام آن عاجز می‌ماند: تبدیل پیکر خود به «معبر عمومی» و مکان نمایش ابتذال یک حکومت دست‌نشانده. مکانی که قدرت‌نمائی دژخیم را به معرض نمایش عموم می‌گذارد.

در واقع کسی که قادر باشد در ملاء عام پیکر خود را به تماشاخانة خشونت و ابتذال تبدیل کند مسلماً با پیکر دیگران نیز همین برخورد را خواهد داشت. روشن‌تر بگوئیم افرادی که در برابر میلیون‌ها بینندة سیمای کریه جمکران در مورد «تجاوز» به خود بلبل‌زبانی می‌کنند یا خود متجاوز‌اند و روان‌پریش یا دروغ می‌گویند! این مختصر را گفتیم تا نوابغ ساواک بدانند ترتیب دادن چنین مراسمی محکوم به شکست خواهد بود. تردیدی نیست که در زندان‌های مخوف حکومت اسلامی، شکنجه و تحقیر و سرکوب انسان‌ها سکة رایج است، همچنانکه خارج از زندان نیز همین شیوه سه دهه است با کمال موفقیت اجرا می‌شود. و شاهدیم که در خارج از مرزها نیز شکنجه و تحقیر ملت ‌ایران روزمرة تفنگ‌فروش‌های غرب شده.

مگر به راه انداختن خردجال در نوفل لوشاتو و تبدیل وی به «رهبر کبیر انقلاب» توهین به ملت ایران نبود؟ مگر پروپاگاند رسانه‌های اسلام‌پناه و اسرائیل‌پرست پیرامون «استقلال» روح‌الله خمینی، توهین به ملت ایران نبود؟ مگر میانه‌رو خواندن جلادی به نام اکبر بهرمانی توسط روزی‌نامه‌های غرب توهین به ملت ایران نبود؟ مگر هدف همین شبکة جنایتکار از استخراج احمدی نژاد برای «پاک کردن» اسرائیل از نقشة جغرافیا توهین به ملت ایران نبود؟‌ و چرا راه دور برویم؟ ‌ مگر نامزدی محسن رضائی، میرحسین موسوی و مهدی کروبی برای رقابت فرضی با احمدی نژاد توهین به ملت ایران نبود؟ مناظره‌های مبتذل‌شان به کنار! مگر ارسال ابوالفضل فاتح و رضوی‌فقیه از انگلستان و فرانسه به ایران برای سازمان دادن به کودتای مخملی توهین به ملت ایران نیست؟

ابوالفضل فاتح امروز در منچستر چه می‌کند؟ چرا این فرد به جرم شرکت در کودتا زندانی نشده؟ دلیل روشن است، ایشان فرستادة ویژه دولت انگلستان به محل کودتا بودند! حال باید پرسید کدام دولت در امور داخلی ایران ‌دخالت می‌کند؟ هند، روسیه و چین که پیش از برگزاری انتخابات رسماً مخالفت خود را با کودتا اعلام کردند، یا انگلستان و فرانسه، اعضای سازمان ناتو که دست در دست حکومت منفور اسلامی ستاد آشوب در ایران تشکیل دادند؟ کدام دولت مزور و متقلبی حقوق‌بشر را به ابزار سرکوب ملت ایران تبدیل کرده؟ چین و هند و روسیه یا انگلستان و شرکای‌اش؟

این هم توهم توطئه است که حاکمیت انگلستان در ظاهر بر طبل حقوق‌بشر و دمکراسی می‌کوبد، ولی در واقع در تداوم شیوة پربرکت «تبدیل زباله به‌رهبر» با ارسال امثال ابوالفضل فاتح به تهران قصد تبدیل میرحسین موسوی به رهبر مخالفان حکومت را دارد؟ مجلس عوام از رضاپهلوی برای ایراد سخنرانی فریبندة استقرار دمکراسی در چارچوب اعلامیة جهانی حقوق‌بشر دعوت به عمل می‌آورد، و همزمان اوباشی از قماش فاتح و حجازی و شرکاء را برای تکرار 22 بهمن به تهران اعزام می‌دارد! نام این تحرکات مزورانه دفاع از دمکراسی و حقوق بشر است؟‌ دو ماه پس از شکست طرح کودتا، علیرغم اعلام مواضع میرحسین موسوی در مورد امام «روشن‌ضمیر» و دفاع از گروگانگیری و توحش خط‌امام، ناگهان رضاپهلوی به «شپیگل» می‌گوید، احمدی‌نژاد متقلب و دروغگو و میرحسین موسوی «خوب» است! این توهین به ملت ایران نیست؟ چطور فردی می‌تواند، هم به شهادت سخنرانی‌اش در مجلس عوام انگلستان مدافع دمکراسی و اعلامیة جهانی حقوق‌بشر باشد، هم طرفدار جنایتکاری به نام میرحسین موسوی که خارج از دیگر «خدمات» فقط 130 هزار مخالف سیاسی را طی 8 سال دولتمداری «قتل‌عام» کرده؟ رضا پهلوی چطور به خود حق ‌می‌دهد که هم‌صدا با حزب رسوای توده و مسعود رجوی، وکیل مدافع جنایتکاری به نام میرحسین موسوی شود؟ هدف از این تحرکات ضدملی آیا فقط به دست آوردن دل دستاربندان مزدور و گویا «ضداستبداد» است که باز هم در بزنگاه تاریخ بنیاد مفتضح و ضدبشری شیعه‌اثنی‌عشری «در کنار مردم» قرار گرفته‌اند، یا هدف شاهزاده رضا پهلوی خودکشی سیاسی بوده؟ از نظر ما این اتخاذ مواضع، شخص رضا پهلوی و بنیاد سلطنت را دقیقاً «در کنار جنایتکاران» قرار می‌دهد. حال آنکه در طیف اوپوزیسیون خارج از کشور، ‌ شخص رضاپهلوی هیچ پست و مقام اجرائی در ایران نداشته و در واقع شریک هیچ جرم و جنایتی هم نبوده!

پس وقتی می‌گوئیم ملت ایران در برابر حکومت اسلامی و اربابان‌اش تنها است گزافه نگفته‌ایم. وقتی می‌گوئیم آمریکا و اروپا مدافع حقوق بشر و دمکراسی نیستند حق با ماست. و بالاخره وقتی می‌گوئیم و بازمی‌گوئیم که منافع اینان فقط از طریق جنگ تأمین می‌شود بیراهه نمی‌رویم. سازمان جنایتکار ناتو رویای تقابل یک مجموعة موهوم به نام «جهان اسلام» را با اسرائیل، روسیه، هند و چین در سر می‌پروراند.

پس مژده به حزب خبیث و بسیار شریف توده! وق‌وقیة ویژة «نبرد با اسرائیل» را اکبر بهرمانی ایراد خواهد کرد. از تاریخ 25 اوت 2009 فرصت دارید تا با عقیده سازی،‌ «مردم» را برای حضور در این مراسم استعماری «بسیج» کرده، طعم شیرین اسلام «توده‌ای» را به شوت‌وپرت‌های ایران ‌زمین بچشانید. برای «عقیده‌سازی» کافی است با انتشار بیانیه‌های مضحک آیات‌عظام، در واقع مزخرفات فوکویاما در باب «اسلام ضداستبداد» را تبلیغ کنید. خواهید دید روز جمعة ‌کذا همة طرفداران مردم‌سالاری‌ ‌زوزه و روضه و توده در تأئید سیاست مزورانة انگلستان، شعار «مرگ بر اسرائیل» هم‌ سر خواهند داد، و یک‌بار دیگر، از لج خامنه‌ای به همپالکی‌اش اکبربهرمانی ابراز ارادت می‌کنند. در نتیجه می‌رسیم به همان دوران خوب پیش از انتخابات که آمریکا نوکران وفادارش از جمله حسن روحانی را برای پیوستن به «پیمان شانگهای» روانة روسیه کرده بود، و پاسخ منفی هم دریافت داشت.

به گزارش رادیوفردا، مورخ 2 شهریورماه 1388، فردی به نام «محمد.الف»، معروف به «ممد دوزاری» با شلیک 800 گلوله 9 نفر را کشت. «فرانس‌پرس» نیز این گزارش را تأئید کرده. جریان از این قرار است که «ممددوزاری»، ساکن شهریار با مسلسل به سوی افراد خانواده و ساکنین مجتمع مسکونی محل اقامت خود آتش می‌گشاید. همسایگان پس از شنیدن صدای شلیک گلوله نیروهای انتظامی را با تلفن در جریان قرار می‌دهند. و «برادران» دو ساعت برای حضور در محل وقت می‌گذارند سپس یگان ویژه را به کمک می‌طلبند و خلاصه پس از حدود 3 ساعت حضرت مهاجم دستگیر می‌شود. فرماندة نیروی‌ انتظامی استان تهران، علیرضا اکبرشاهی در مورد این حادثه اظهار داشت، این مرد 65 ساله به دلیل اختلافات خانوادگی دست به چنین عملی زده. بهتر است بدانیم فرد مذکور سابقة شرارت داشته. اما هر چه فکر می‌کنیم نمی‌توانیم بفهمیم کسی که در حکومت اسلام ناب محمدی سابقة شرارت دارد مسلسل و اینهمه مهمات را از کجا تهیه کرده؟ این پیرو راه ولایت و امامت اگر قاچاقچی نبوده باشد، مسلما از رزمندگان جان برکف اسلام در جبهة نبرد استعماری با عراق بوده. به همین دلیل برای کشتن هفت یا هشت نفر 800 گلوله شلیک کرده! البته دیک‌چنی معاون جرج بوش نیز تیرانداز ماهری بود، و همانطور که رسانه‌ها اعلام داشتند، ایشان روزی به قصد شکار بلدرچین چند تن از همراهان را ساچمه‌ای کردند. شاید ممددوزاری هم تیراندازی را در مکتب دیک‌چنی آموخته که چنین سخاوت و دقتی در تیراندازی از خود نشان داده. مسلماً به دلیل حضور چنین جنگجویان کارآزموده‌ای جنگ با عراق 8 سال به طول انجامید و پورسانتاژ خرید اسلحه و مهمات از اسرائیل به جیب موسوی‌ها، خامنه‌ای‌ها و کل طایفة آب‌منگل سرازیر شد.

در هر حال حکایت تیراندازی شبانة ممددوزاری، به پیامدهای کودتای ناکام انتخابات آب‌منگل‌ها شباهت دارد‌. از مقالة عبدالعلی بازرگان، خانه‌شاگرد «رمزی‌کلارک» آغاز کنیم که حکومت جمکران را به «شاپور ساسانی» تشبیه کرده،‌ تا مراتب نوکری و چاکری خود را به آستان مقدس کارفرمایان اسلام‌پناه و ایران‌ستیز نیویورک‌تایمز ابراز کرده باشد.

Read the rest of this entry »

«حدیث» 28 مرداد!

آگوست 25, 2009

خوانندگان گرامی! اگر پیام‌تان مفصل است، آن را به صورت «پیوست» به آدرسی که در اختیار دارید ارسال فرمائید. مطمئن باشید که پیام‌های شما دریافت می‌شود، ولی همچنانکه گفتیم از انتشارشان خودداری می‌کنیم.

در وبلاگ «زرشک سبز» گفتیم که با ارائة تاریخ به صورت «گسسته» و برهه‌ای می‌توان قهرمان‌سازی کرد. به همین دلیل در ایران رخدادها و شخصیت‌ها مورد تحلیل و بررسی علمی قرار نمی‌گیرند. به عنوان نمونه،‌ اسطورة محمد مصدق ساخته و پرداختة همین گسست در تاریخ کشور است. امروز نگاهی خواهیم داشت به کودتای 28 مرداد 1332 و وجه تشابه آن با کودتای 22 خردادماه 1388. پیشتر گفتیم که کودتای اخیر با هدف حفظ جایگاه شرکت توتال و استقرار میرحسین موسوی در جایگاه رهبری مخالفان حکومت اسلامی صورت پذیرفت، ولی در اهداف خود شکست خورد. شرکت توتال ناچار شد جای خود را به شرکت ملی نفت چین بسپارد، و احمدی‌نژاد هم مجبور شد به ریاست جمهوری‌ چاه جمکران ادامه دهد.

به یاد داریم که رادیوفردا، بی‌بی‌سی و دیگر رادیوهمبونه‌ها ارادت خاصی به میرحسین موسوی و همسرش داشتند و تلاش می‌کردند با مصاحبه‌های گوساله‌پسند،‌ ایندو زبالة‌ بارگاه استعمار را به عنوان «روشنفکر» به ملت ایران حقنه کنند. در چارچوب همین تبلیغات، «بی‌بی‌سی» برای ارائة تصویر دلپذیر از میرحسین موسوی، با همسرش، زهره کاظمی که همان زهرا رهنورد باشد مصاحبه‌ای ترتیب داد که در تاریخ 13 خردادماه 1388 با کد: 88031321 در سایت ایرنا نیز انتشار یافت. در این مصاحبه موسوی از زبان همسرش «روشنفکرترین» معرفی شد:

«رهنورد تأکید کرد در رابطه با زنان، آزادی زنان، حضور زنان در عرصه‌های ملی و بین‌المللی، حضور زنان در کابینه، حق شهروندی زنان، حمایت از حقوق زنان در خانواده و حقوق مدنی فکر نمی‌کنم پیش‌تازتر از موسوی کسی وجود داشته باشد.»

این دروغ‌های بی‌شرمانه به‌ این دلیل به مخاطب تحویل داده شد که طی 20 سال، همة رسانه‌ها در مورد میرحسین موسوی و همسرش سکوت کرده بودند. در نتیجه نسل جوان از سوابق این‌دو تحفة محفل کودتا هیچگونه آگاهی نداشت.

در تاریخ 12 خردادماه سالجاری، سایت ایرنا، در مطلبی تحت عنوان «برگی از تاریخ»، با کد: 522815، مصاحبة زهرا رهنورد با مجلة «زن روز»، مورخ 7 آذرماه 1360 را منتشر کرد. در این مصاحبه، رهنورد موسوی را «متعصب» و مخالف آزادی زن معرفی می‌کند:

«زهرا رهنورد در مصاحبه با مجله زن‌روز [مورخ 7 آذرماه 1360]، اعلام کرد [...] موسوی به مقام زن به صورت متعصبانه و غیرتی بها می‌دهد و در روابط اجتماعی زن و رفت‌وآمد او در محیط‌های خارج از خانه به هیچ وجه گرفتار ترقی‌خواهی‌های روشنفکرانه و رفتار و روابط باز و بی‌ضابطه نیست به ویژه در محل‌ها و محیط‌هائی که مردان هم حضور دارند[...]‌ مهندس موسوی کلا از مقام و حرمت زن به دور می‌داند که زن در آندسته از خریدهائی که با کاسب و مردان محل سروکار دارد وارد شود و از غیرت مرد مسلمان جایز نمی‌داند که تن بدهد به این موضوع که زنان بی‌جهت در کوی و برزن ظاهر شوند و با این و آن هم سخن شوند.»

Read the rest of this entry »

زرشک «سبز»!

آگوست 24, 2009

ما هیچ بیانیه‌ای بر ضد دولت و مقامات حکومت اسلامی امضاء نکرده‌ایم، در هیچ تجمعی علیه این حکومت هم شرکت نمی‌کنیم. چون سگ‌های‌هار حکومت اسلامی و رسانه‌های‌شان این تظاهرات را به ابزار سرکوب هم‌میهنانمان در ایران تبدیل می‌کنند. اینان با تکیه بر تجمع خارج‌نشینان بلافاصله جنبش مدنی را «وابسته به بیگانه» خوانده به قلع و قمع مردم می‌پردازند. با توجه به این امر آیا باز هم «شرکت در تظاهرات»‌ به بهانة «همبستگی با مردم ایران» توجیه پذیر است؟ از نظر ما این قماش همبستگی در عمل «توطئه» علیه مردم ایران می‌باید تلقی شود.

در نمایشنامة شکسپیر، هملت از خود می‌پرسید «بودن یا نبودن؟ سئوال این است». در کشور ایران همه باید بپرسند، «کهریزک یا گلوله؟ اصل، مرگ است.» یا مثلاً «علم بهتر است یا ثروت، شجریان بهتر است یا حاج‌منصور، کهریزک بهتر است یا گلوله،‌ طاعون سبز بهتر است یا وبا؟ و بالاخره سازمان سیا بهتر است یا ام.‌آی.6»؟ این پرسش‌هائی است که روشنفکران چاه‌جمکران با پاسخ دادن به آن‌ها سرنوشت منطقه را رقم خواهند زد! به ویژه از هنگامی که سناتور مک‌کین جمهوری‌خواه، دست در دست سناتور لیبرمن دمکرات، راهی کردستان عراق و یمن شد تا از مردم بپرسد، بمب بهتر است یا موشک؟ گویا عراقی‌ها بمب،‌ و یمنی‌ها جنگ را انتخاب کردند. بمب عراقی‌ها بلافاصله در اختیارشان قرار گرفت ولی کار یمنی‌ها چند روزی به طول انجامید. چرا که باید از عربستان به «سعده» تجهیزات وارد می‌کردند تا از یکسو اقلیت شیعه با دولت اکثریت سنی به جنگ مشغول شود، و از سوی دیگر فکری برای گروه القاعده بکنند که باید با هر دو گروه بجنگد! بله حل این مسائل که به آسانی حل مسائل آب‌منگل‌ها نیست.

خوشبختانه همة سازوکار حکومت مطلوب «اصلاح‌طلبان» جمکران فراهم آمده. این قماش حکومت را «مردم‌سالاری زرشک» می‌نامیم. مردم‌سالاری زرشک در دسترس همگان است. کافی است با روضه و زوزة استاد شجریان «افطار» کنید، شب‌ها عربده الله‌اکبر سر دهید، و از همه مهم‌تر استفاده از کاغذ توالت‌های سبز را فراموش نفرمائید. این کاغذ توالت‌ها در اسرائیل ویژة مسلمین تولید شده و پس از صدور به عربستان و امارات در اختیار پیروان «خط سبز امام» قرار می‌گیرد. ویژگی کاغذهای کذا این است که به «نشادر» آغشته شده، همانطور که اسکناس‌های گاوچران‌ها آغشته به کوکائین است. خلاصه برای هر ملتی در حد شناخت و امکانات‌اش موادی را به «کاغذ» می‌افزایند.

Read the rest of this entry »

«عقل» و آشوب!

آگوست 23, 2009

«شعار پوچ» منافع ملی را تأمین نخواهد کرد. سیاستی که به صورت ملموس و واقعی «منافع ملی» را تأمین نکند، جز خیانت هیچ نیست. به عبارت دیگر «نیت خیر» کفایت نمی‌کند،‌ «نتیجة» حرکت است که اهمیت دارد. این یک اصل کلی است که همواره باید مد نظر داشته باشیم.

هدف از پیشنهاد مزورانة محاکمة مقامات مفلوک‌ حکومت جمکران و طرح شعارهای ابلهانة مشابه فقط ایجاد هیاهو برای انحراف افکار عمومی از این واقعیت مسلم است که، محاکمة نوکران آمریکا در جمکران و حتی سرنگونی حکومت اسلامی به خودی خود برای ملت ایران نه دمکراسی به ارمغان می‌آورد، و نه گامی در مسیر منافع‌ملی خواهد بود. این مختصر را گفتیم تا اهالی رادیوفردا بدانند که چند سر روحانی خودفروخته و مخالف‌خوان را نمی‌توانند در جایگاه رهبری مخالفان حکومت طالبان شیعی‌مسلک جمکران قرار دهند. اگر سازمان سیا و حاکمیت انگلستان قصد ازدواج دوباره با ملاعمر دارند، در کشور ایران دیگر از این غلط‌ها نمی‌شود کرد.

ساواک منفور جمکران به دلیل ناکامی در کودتای انتخابات و شکست طاعون سبز، برای «رهبرسازی» به دامان محمدملکی، ساواکی‌ و مخالف‌خوان سرشناس جمکران متوسل شده تا‌ شاید بتواند آشوب در دانشگاه را مطابق التماس‌دعای حداد عادل منفور سازمان دهد. در این راستا آنگلوساکسون‌ها جیره‌خواران سنتی‌شان را به دو گروه کاذب تقسیم کرده‌اند: ملایان حکومتی‌ و ملایان طرفدار مردم! ملایان طرفدار مردم نعلین‌هائی را گویند که پس از سه دهه شرکت فعال در جنایات حکومت جمکران، در سایت رادیوفردا و سایت توده‌پرستان از ظلم و استبداد و اینجور مسائل خیلی شکایت دارند. البته فکر نکنید این عزیزان نگران خودشان هستند، ابداً! این شارلاتان‌ها خود را «وکیل مدافع» ملت ایران می‌دانند. و این روزها برای مخالف‌خوانان جیره‌خوار استعمار، «ملت ایران» به شارلاتان‌هائی از قماش محمد ملکی، کروبی، موسوی، بهزاد نبوی و … و گروهی که فقط طی کودتای 22 خرداد گویا «شکنجه» شده‌اند محدود می‌شود. باقی «ملت ایران» ول معطل‌اند! چرا که قبلاً هیچ اشکالی در این حکومت اسلامی وجود نداشته.

می‌دانیم که پیشتر، به ویژه در دوران پرافتخار محمدخاتمی اوضاع بسیار عالی بود! به همین دلیل امثال محمد ملکی و آخوندهای مخالف‌خوان همگی خفقان اختیار کرده بودند. ولی امروز به دلیل حضور حزب اسلام‌‌پناه و آشوب پرست دمکرات در کاخ سفید، همة ریزه خواران سفرة‌ استعمار در داخل و خارج مرزها مخالف ظلم و ستم از آب درآمده‌اند. و می‌دانیم که در ملک جمشید، «رهبری مبارزه با ظلم» از دوران قدیم ارث پدری آخوند و ملا بوده. این ارث پدری آنقدر آب به دهان بعضی انداخته بود که حتی اکبربهرمانی هم طی بحران اخیر تلاش کرد خود را در صف مدافعان حقوق مردم قرار دهد، البته نشد! در نتیجه اکبرسازندگی امروز در مجلس خبرگان ضمن ایراد یک سخنرانی فکاهی خواهان «قانون‌گرائی» و «عقلانی» شدن فضای جامعه و این حرف‌ها شد.

Read the rest of this entry »

توپولف و «عدالت»!

آگوست 22, 2009

سیاست گاوچران‌ها برای ایجاد اتحاد جماهیر نوکری به هیچ عنوان تغییر نکرده. در راستای همین سیاست است که اینان می‌کوشند ارتباط ایران را با ارمنستان قطع کنند. به چند دلیل. ‌نخست‌ اینکه ارمنستان کشور مسلمان‌نشین نیست، دیگر اینکه ارتباط میان ارمنستان و ایران برای نوکران اسلام‌گرای عضو سازمان ناتو در ترکیه مشکل آفرین خواهد شد. سقوط هواپیمای خطوط کاسپین دلیل داشت! دلیل آنرا هم حکومت مستقل گورکن‌ها برملا نخواهد کرد، ‌ چرا که در اینصورت مسئول حفاظت فرودگاه تهران باید برای انفجار در کابین خلبان هواپیما توضیح قانع کننده‌ای ارائه دهد، و مسئولان امنیتی اذعان دارند که در راه اجرای سیاست اربابان از بمب‌گزاری در هواپیماهای خودی نیز ابائی ندارند.

به گزارش نووستی، مورخ 29 مردادماه 1388، کمیسیون بررسی دلائل سقوط هواپیمای خطوط کاسپین در ایران اعلام داشت، موتور هواپیما «به طور غیرمنتظره» از کار افتاده! از این دلیل قانع‌کننده‌تر می‌خواستید؟ اگر چنین بوده چرا هیچ اثری از کابین خلبان در محل سقوط هواپیما به دست نیامده؟ از این گذشته هواپیما با یک موتور هم می‌تواند به پرواز ادامه دهد. به فرض که همة موتورهای هواپیما در ارتفاع چند هزارپائی از کار بیفتد، ‌ خلبان و کمک خلبان هم ناگهان بیهوش شده‌ ‌امکان تماس با برج مراقبت را نیافتند؟ حتماً خدمة هواپیما هم به صورت غیرمنتظره همگی از کار افتاده بودند! به نظر ما آنچه از کار افتاده‌ مغز اربابان حکومت اسلامی است،‌ که نتوانستند از کودتای «انتخابات» یک «رئیس جمهور مردمی» با مشروعیت فرضی 85 درصد استخراج کنند تا همة‌ سیاست‌های‌شان را با تکیه بر «آراء مردم» ایران اعمال کنند. از اینرو اینان برای تحمیل سیاست‌های‌شان نیازمند یک «لولوی منفور» شده‌اند. و شاهدیم که ردای لولو فقط بر قامت احمدی نژاد برازنده است.

ایشان به دلیل «استقلال» از قوانین و مقررات بین‌المللی ابتدا قصد «پاک کردن» اسرائیل از روی نقشه را داشتند، ولی به دلیل تضعیف اربابان‌شان در لندن و واشنگتن در نشست «دوربان 2» فقط به نژادپرست خواندن اسرائیل اکتفا کردند و تا روز گذشته از ورود بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به تأسیسات نطنز ـ این تاسیسات تحفة چینی‌ها در دوران اصلاحات است ـ ممانعت به عمل آوردند. چرا؟ چون منافع واتیکان،‌ ‌ محفل نوبل و کارفرمایان گاردین، لوموند، هاآرتز، ‌ نیویورک‌تایمز و… چنین ایجاب می‌کند که حکومت اسلامی جمکران هم مانند حکومت اسلامی پاکستان سلاح اتمی داشته باشد. چرا که هر دو دست‌نشاندة آنگلوساکسون‌ها و پشت جبهة طالبان‌اند. بدون ایندو حکومت دست‌نشاندة استعمار،‌ چنین شرایط اسف‌باری بر عراق و افغانستان حاکم نمی‌شد.

Read the rest of this entry »